صراط

نَصر مِن الله وَِِِفَتحٌ قَریب

روز مستضعفین

می آیی ولبخند می نشانی برلب پا برهنه ها

«عنکبوت صبر» تارش پاره شده آقا. از «ثور غیبت» بیرون بیا. رحمی کن به ما. گناه داریم. ما طفل معصوم بشریتیم و بی‌تو که آقای مایی، چون می‌مانیم به کودکان یتیم. آینه تویی و ما بی‌تو، دل‌مان برای خودمان تنگ می‌شود و آدینه تویی و جمعه‌های ما خسته‌اند از جمله‌های تکراری غیبت. کوچ کرده‌ای از کوچه ظهور و بی‌تو چه سخت می‌گذرد روزگار ماه. دیرکنی، می‌ترسم عادت کند پرستو به هجرت و عشق به پاییز و آدمی به غیبت. دیر کنی، شب‌پرستی تبدیل به مد روز می‌شود و فردا خلاصه در امروز می‌شود. دیرکنی، یاس بوی یأس می‌گیرد و لاله پرپر می‌شود و شقایق دلش می‌گیرد. زودتر بیا آقا. پژمرده شد بال پروانه و شکست دل شمع، از بس نیامدی. سینه ستاره‌ها آتش گرفته است و آه ماه بالا گرفته. زودتر بیا آقا. ای سید و مولای ما، زودتر بیا. این همه ریسه را به عشق تو کشیده‌ایم و کودک گردوفروش فکر می‌کند اگر تو بیایی، روزگارش بهتر می‌شود. زودتر بیا آقا. ما طفل معصوم بشریتیم. گناه داریم. دست‌مان به جایی بند نیست. صدای‌مان به جایی نمی‌رسد. زودتر بیا آقا. تو هرچه بگذرد، جوان می‌مانی. ما داریم پیر می‌شویم و زود به زود دیر می‌شویم. زودتر بیا آقا. عجله کن. اینجا آخرالزمان است اما خبری از امام زمان نیست. ابوسفیان هست و معاویه هست و عمروعاص هست و معاریو و بی‌بی‌سی همه هستند و علی نیست. شب هست و خورشید نیست. تاریکی هست و نور نیست و ماه باید به تنهایی جور غیبت را بکشد. زودتر بیا آقا. طلوع کن خورشید، لااقل به خاطر دل ماه که آه دارد و حتی چاه ندارد. علی است اما عمار ندارد. فرمانده است و یار ندارد و من مانده‌ام وقتی دل ماه می‌گیرد با چه کسی درد دل می‌کند. دیدم بغض او را در نماز آدینه و دلم شکست و بی‌تو، چرا برای دشمن رجز بخوانم. راستش را که بخواهی ما تنهاییم و اگر دست خدا بر سر ما نبود و خامنه‌ای رهبر ما نبود، دل‌تنگی غروب آدینه می‌کشت ما را. زودتر بیا آقا. قول می‌دهیم تکذیبت نکنیم. ما عالم نیستیم. دفتر و دستک نداریم. شاگرد نداریم. ادعای فضل نداریم. ما عامی هستیم و درد داریم و در راه ولایت، فقط یک جان ناقابل. جان ما آنقدر ارزشی ندارد که وقتی تو بیایی احساس خطر کنیم. وقتی تو بیایی ما دنبال سهم نیستیم. آن روز اصلا وقت سهم‌خواهی نیست. سهم‌خواهان اما دنبال سهم‌شان حتی از تو می‌گردند و اگر سهم‌شان ندهی که می‌دانم نمی‌دهی، تکذیبت می‌کنند و تو را دیکتاتور می‌خوانند و آمدنت را خرافه می‌نامند. اینجا جماعتی منتظر آمدن تو نیستند. صف کشیده‌اند تا با تو عکس بگیرند و بسط نشسته‌اند تو با کدام پرواز می‌آیی تا با تو در یک قاب قرار بگیرند. زود‌تر بیا آقا که ناکثین با ذوالفقار در یک قاب نمی‌گنجند و ناکسینی که در شب دل ماه را خون کردند، غلط کردند اگر در سحر، منتظر خورشید باشند. اینها منتظرند اما انتظار بازگشت آمریکا را می‌کشند و هر شب با BBC و VOA همبستر می‌شوند و آن وقتی که ستاره‌ها دارند دعای عهد می‌خوانند، اینها در گوش چپ طفل نامشروع تقلب، ورد سقیفه می‌خوانند. اینها استاد تکذیب‌اند و با تکذیب ماه، دارند تمرین می‌کنند که چگونه خورشید را تکذیب کنند. زودتر بیا آقا. خدا ما را دوست داشت که تو را از چشم دشمن دور کرد والا اینها تو را هم کشته بودند اما زودتر بیا آقا. مهم‌ترین نشانه ظهور تو، دل بی‌تاب ماست و اینکه دیگر قرار از دست داده‌‌ایم.
***
به دلم افتاده آقا می‌آید. دیگر خبری در راه نیست؛ مردی در راه است؛ از کوچه پس کوچه‌های روزگار. «۹ دی» ظهور آن مرد را جلو انداخت و خورشید دید که حتی در غروب و در غیبت هوادار دارد. ما که به عشق ماه حماسه می‌آفرینیم برای خورشید چه خواهیم کرد. آری، ما ستاره‌ها به امید زنده‌ایم. امید ما دارد جوانه می‌زند. سَحَر را نمی‌توان سِحر کرد. از جادو، کاری ساخته نیست. خورشید ما جای دوری نرفته. همین جاست. کمی طوفان بیاید، ابرها به کناری خواهند رفت. ما در «۹ دی» نسیم بودیم و نوازش دادیم تن گلبرگ را. باد بودیم و بر انداختیم شب‌پرستی را. فتنه دیگر، طوفان خواهیم کرد و با دست خدا، ابرها را جا به جا می‌کنیم و همراه با مقتدای‌مان حضرت ماه به خورشید، سلام می‌کنیم. السلام ای امام خوبی‌ها. بیا که دل‌مان برای تو تنگ شده. بیا که ما هم هوس امام کرده‌ایم. در این مدت که تو نبودی، ای حضرت آفتاب! ما ممنون ماهیم. چه خوب به نیابت از تو، هوای نور را داشت و پاسداری کرد از آیین روشنایی. در این مدت که تو نبودی، ای حضرت مهدی! ما گاه گاهی که دل‌مان  برای تو تنگ می‌شد، نگاه می‌کردیم به نائب‌ات. امام معصوم نبود اما چه خوب بر آمد از پس ناکثین. علی نبود اما دشمنانش بدتر از معاویه بودند. علی نبود اما چه بسیار طلحه و زبیر داشت که نه طلحه الخیر بودند و نه سیف‌الاسلام. فقط با خمینی عکس داشتند اما ما همه وقت‌مان صرف این شد که ملت برتر از قوم حجاز باشیم و وقت نکردیم عکس یادگاری بگیریم. ما عامی هستیم و پیامبر امی بود و تو ای امام آخرالزمان، خواهی آمد به زودی. به زودی زود و لبخند را آشتی خواهی داد با لب پا برهنه‌ها
.

اقتباس از قطعه ۲۶-حسین قدیانی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/05ساعت 10:34  توسط منتظِرظهور  | 

حجاب دژمستحکم زنان مسلمان وشجاع

سناریو غرب که امسال با شدت بیشتر درحال انجام است حمله به حجاب وعفت زنان مسلمان است وبه همین منظور از عوامل خود فروخته درراستای عملیاتی کردن این سناریو استفاده می کند وازآن جمله خانم حقیقت جو،و....استفاده می برد.

پس از کشف حجاب فریبا داوودی مهاجر نوبت به فاطمه حقیقت جو رسیده که به تمسخر حکم قرآنی حجاب بپردازد.

به گزارش شبکه ایران،فریبا داوودی مهاجر خبرنگار روزنامه های اصلاح طلب که در روز محاکمه عبدالله نوری با دعوت از خبرنگاران اصلاح طلب تظاهراتی در مقابل دادگاه ویژه روحانیت به راه انداخت، پس از فرار به خارج و پناه بردن به دامن آمریکایی ها هفته گذشته فیلمی از مصاحبه او با یکی از شبکه های لس آنجلسی پخش شد که در مقابل دوربین تلویزیون کشف حجاب کرد و از زنان ایرانی هم خواست که تجربه او را تکرار کنند.

به گزارش کیهان فاطمه حقیقت جو که شاگر مکتب داوودی مهاجر است پس از فرار به خارج ابتدا چادر را کنار گذاشت و با توصیه آمریکایی ها با کت و دامن در انظار عمومی ظاهر شد. اخیرا وی در مصاحبه ای با صدای آمریکا گفته است این تصور غلطی است که برخی فکر می کنند اگر زنی حجاب نداشت از دایره پاکدامنی و عفت خارج شده است. من زنان بسیاری را می شناسم که حجاب ندارند اما عفیف هستند

حقیقت جو در این مصاحبه ادعا کرد طرح حجاب و عفاف که در ایران اجرا می شود با هدف مقابله با جنبش سبز است زیرا زنان بدحجاب عنصر حیاتی جنبش سبز هستند!

این سخنان حقیقت جو دررابطه با حجاب آنقدر سطحی وکوته نظرانه است که نمی توان در مورد آن سخن گفت .چرا که که سیاست مدار باید سیاسی را خوب بفهمدولی افسوس!!!!!!!۱

فرانتس فانون جامعه شناس وفیلسوف فرانسوی می گوید:هر چادری که دور انداخته شود افق جدیدی راکه برای استعمار ممنوع بوده دربرابر او می گشاید وپس از دیدن هرچهره بی حجاب ،امیدهای حمله ورشدن استعمار ده برابر می شود.(انقلاب الجزیره -فرانتس فانون ،ص۱۴)

شلیت فارغ التحصیل فلسفه از امریکا می گوید:زنانی که می خواهند برای اثبات آزادی مثل مردان هرزگی کنند درنهایت صدمه می خورند.

حیا یکی از لطیف ترین دلفریبی های زن است .زنان بی شرم وحیا جزءدرمواردزود گذر ،برای مردان جذاب نیستند .(قرآن ومقام زن ،سید علی کمالی ،ص۲۳۳)

دکتر شریعتی : خانم گاندی با آن ساری که سه هزارسال ،چهار هزار سال پیش که می پوشد وبا همه رهبران بزرگ دنیا ملاقات دارد ،وارد سازمان ملل که می شود ۵۰۰نماینده بلند می شوند ونیم ساعت برایش دست می زنند هرگز احساس حقارت نمی کند...او با آن ساری می خواهد بگوید که من تمدن غرب ،فرهنگ دخترشایسته ،زن روز ،بوردا،....را خوانده ام اما بااین لباس به فرانسه ،آلمان غربی،نیویورک ،دیوان لاهه وسازمان ملل می آیم که بگویم شمادوقرن آمدید تلاش کردید ،جان کندید که مارا مثل خودتان کنید !من به عنوان مظهر زن امروز هند،با لباس خود آمده ام تا به شما بگویم که همه تلاشهایتان بیهوده بوده ومن خودم هستم.

ای کاش یک موی این خانم گاندی در زنانی چون حقیقت جو وامثالهم بود واینها اینقدر خوار وذلیل نبودند. 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/21ساعت 21:18  توسط منتظِرظهور  | 

20سال بغض فرو خورده سربازکرد!!!!!!!!!!!!

 
بغض ۲۰ساله مردم که در مراسم ارتحال امام کبیرشان ترکید وبالاخره استخوانی که در گلو داشتند وخاری که درچشم به بیرون افکندند.
 
در اینجا نامه بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد را برای تذکر آوردم .این سخنان تنها حرف دل گروهی خاص نیست بلکه حرف بسیاری از مردم است که در همایشهای بزرگ اینچنینی(۹دیُ۲۲بهمنُ۱۴خرداد) باشعارهای معنی دار خود رانمایا ن می کند.
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای سید حسن خمینی
با سلام و احترام و تسلیت بیست و یکمین سالگرد ارتحال پیر و مراد مردم ایران، حضرت روح الله(ره) به شما و تمامی فرزندان معنوی آن پدر مهربان و روحانی
علت اصلی آنکه باعث شد دست به قلم شویم و چند سطری را خطاب به جنابعالی بنویسیم؛ حوادث رخ داده حين سخنراني شما در روز 14 خرداد بود.
قطعا می دانید که صرف رابطه نسبی با هر شخصیتی از جمله حضرت امام(ره)، باعث پیروی از آن حضرت و در اصطلاح، خط امامی بودن نمی شود. خط امامی بودن ربطی به رابطه نسبی با آن حضرت ندارد. شاخص امام است و خط ایشان... . هر کس با هر نژاد و ملیتی اگر در خط آن حضرت و بر اساس سیره آن حضرت حرکت کند، در خط ایشان است و هر کس که بر خلاف منش و سیره آن حضرت عمل نماید، مخالف آن حضرت و بالطبع مخالف رهبری است، حتی اگر آن شخص  نزديك ترين افراد به ايشان از لحاظ نسبي باشند.
ملت ایران انتظار داشت که در یک سال پیش و پس از دست اندازی های عده ای به امام و آرمان های او، شما را پیشگام مقابله با این جریان و دفاع از آرمان های امام(ره) ببیند. ملت انتظار داشت ببیند آن هنگام که عده ای شعار نه غزه، نه لبنان... سر دادند، شما از آنان اعلام برائت نمایید. چرا که حتما شنیده اید که آن پیر بت شکن فرمود:" ( روز قدس) ،روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد."
ملت انتظار داشت ببیند آن هنگام که عده ای، با حذف اسلام، شعار جمهوری ایرانی سر دادند، شما فریاد برآورید که" جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد".
ملت انتظار داشت آن هنگام که عده ای به نام خط امام و جنبش سبز شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه می دادند، شما اولین نفری باشید که به وصیت اماممان عمل می کنید و پشتیبان ولایت فقیه می شدید تا عده ای این چنین بی پروا به بزرگترین میراث امام جسارت نکنند.
ملت انتظار داشت ببیند آن هنگام که عده ای در روز عاشورا حرمت امام آزادگان حسین(ع)، را نگاه نداشته و چون یزیدیان به کف وسوت پرداختند، شما از جریان فتنه و سران آن اعلام برائت نمایید.
ملت انتظار داشت ببیند آن هنگام که غرب و رژیم منحوس صهیونیستی، سلطنت طلبان و همه دشمنان قسم خورده امام(ره)  از جریان سبز حمایت می کنند، شما آن را محکوم و از آن اعلام تبری نمایید چرا که امام امت اسلامی فرمود که اگردشمن از کسی حمایت کرد باید بداند که خیانت کار است.
جناب آقای سید حسن خمینی خلاصه کلام ،  ملت ما انتظار داشت شما را خط امامی ببیند...
اما امت اسلامی شاهد بود که جنابعالی به جای دفاع از آرمان های امام، با فتنه گران نشستيد و برخاستيد و همدم آنان شديد، به دیدار  زندانیان فتنه پس از انتخابات رفته و از آنان دلجویی کردید و به جای تشکر از صدا و سیما به خاطر پخش مستند شاخص، در نامه خود به ریاست سازمان صداوسیما به پخش آن اعتراض کردید.
بدیهی است جنابعالی تا هميشه مورداحترام امت روح ا... خواهید بود اما ملت اين درس را نيز از حضرتش به خاطر دارند که آرمان های اسلام و انقلاب اسلامی بر هر شخصیتی ارجحیت دارد. و امت اسلامی افراد را با حق می سنجد نه حق را با افراد. امت اسلامی از پیر جماران به یاد دارد که چگونه  سید حسین خمینی را به دلیل انحرافاتش از بیت خود طرد کردند...
جناب آقای سید حسن خمینی
نمی توانید از یک طرف خود را در جناحی تعریف کنید که لیبرال ها، سلطنت طلبان، ملی- مذهبی های مرتد، آمریکا و صهیونیست ها از آن حمایت می کنند و از طرف دیگر خود را خط امامی بدانید.
آنچه که در مراسم ارتحال امام و در هنگان سخنرانی شما رخ داد، نتیجه طبیعی بصیرت انقلابی ملت بود. اگر قرار بود ملت هر كه نام امام راحل را بر زبان آورد، پيرو خط امام(ره) تصور کند، طي 30 سال گذشته، دشمنان امام ، هزاران بار او و آرمان هایش را به موزه ها می فرستادند.
برای امت روح الله سخت ناگوار است که ببینند هنوز بیست سال بیشتر از رجعت حضرتش نگذشته است که نواده ی او با کسانی نشست و برخاست می کند که به تصریح رهبر انقلاب طلحه و زبیرهای انقلاب اسلامی اند و از کشتی نظام جمهوری اسلامی پیاده شده اند.
پايان سخن آن كه از حضرت روح ا... آموختيم كه خدمت به جمهوري اسلامي براي همه نعمت است و اين ما هستيم كه به جمهوري اسلامي نيازمنديم، نه جمهوري اسلامي به ما و تاريخ 30 سال گذشته گواه ماست كه هر كه از اين خط منحرف شد – در هر مقام و مرتبه اي – خود خسران زده و زيانكار شد بي آن كه خللي در اين مسير عظيم الهي ايجاد شود كه "... ان يشا يذهبكم و يستخلف من بعدكم مايشاء كما انشاكم من ذريه قوم آخرين"
امت روح الله هم چنان علاقه مند است که جنابعالی را در خط امام و نائب بر حقش ببیند. حتما وصیت نامه پدر بزرگوارتان مرحوم سید احمد خمینی به خود را به یاد دارید، آن را مكرر بخوانيد، که فرمود: "به حسن و برادرانش این توصیه را می نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان [آیت ا... خامنه ای] موفقیت اسلام، نظام و کشور را می خواهند. هرگز گرفتار تحلیل های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است."
امت روح الله  به واسطه پدر بزرگ گرامیتان و پدر بزرگوارتان به شما علاقه مند است و بیم از آن دارد که این ارتباط با فتنه گران باعث شود خدایی ناکرده برای همیشه از خط امام بزرگوار خارج شوید ،هنوز هم دیر نشده است؛ اشک های تمساح خارج نشینان ضد انقلاب  و فتنه گران را در حمایت خود ببینید و راه خود را  برای همیشه از فتنه گران جدا کنید، با صراحت نسبت به آنها موضع بگیرید  و مانند ملت، فرزند روح الله بمانید!
والسلام علی من التبع الهدی
بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد
 
+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/15ساعت 19:7  توسط منتظِرظهور  | 

جنگ نرم

جنگ نرم هالیود درعرصه قلب وذهن کودکان ایرانی

در عرصه فيلم كودك هاليوود از تعدي صهيونيست ها مصون نمانده و كليشه‌ هاي خاصي در قالب فيلم كودكان، طي چند دهه اخير مدام تكرار شده‌اند. مثلاً كليشه كودك محروم مانده از ميراث اجدادي يا جدا افتاده از آغوش گرم مادر كه هر يك به نوعي تداعي‌گر يهودي مظلوم و به دور مانده از سرزمين مادري خويش‌اند در اين قبيل داستان ها از پيام هايي كه در كتب مقدس يهوديان آمده است و مخاطب يهودي و بسياري از غير يهوديان به راحتي مي فهمند كه منظور از آن چيست.

لابي (گروه فشار) صهيونيسم در هاليوود، در عرصه توليد فيلم ‌هاي كودكان نيز تا كنون بسيار مؤثر و فعال عمل كرده است. امروز در سراسر دنيا "والت ديزني " نامي آشناست و بيشتر كودكان شخصيت‌هاي كارتوني والت ديزني را به خوبي مي‌شناسند. بد نيست بدانيم اولين شخصيت مشهور آثار والت ديزني: "ميكي ماوس " نمادي از همان يهودي سرگردان و بي كس است كه مدام از سوي رقيبان قوي‌ تر تهديد مي‌شود و او صرفاً با اتكا به زيركي و چالاكي خويش، بر تمامي دشمنان فايق مي‌آيد. امروز هم تداوم اين شخصيت كارتوني را در انيميشن "تام و جري " مي‌توان مشاهده كرد كه موشي بد جنس و فريب كار با تكيه بر شيطنت ها و ناجوانمردي هايش به طرز اعجاب آوري هميشه بر گربه اي نادان و احمق پيروز مي شود. اين قبيل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان يهودي( كه دقيقا مفهوم سمبل "موش " را مي فهمند) و همچنين در دادن الگويي دغل و بدجنس به كودكان و نوجوانان بي گناه جهانيان تأثير بسزايي دارند.

هميشه در اين فكر بوده ام كه جواب كودكان معصومي را كه مي پرسند: "چرا بر خلاف عالم واقع در اين قبيل فيلم ها هميشه موش برنده مي شود؟ " چگونه بدهم و هيچ گاه پاسخي جز همين تحليل به ذهنم نرسيده است.

مورد ديگر، شخصيت‌ هاي كارتوني مطرود و گوشه‌گيري هستند كه به دليل زشت ‌رويي توسط ديگران تحقير مي‌شوند ولي در نهايت اين ناتواني و زشتي با توانايي و زيبايي جايگزين مي‌گرد و آن ها بر تمامي مشكلات غلبه مي‌كنند و غبطه رقيبان را بر مي‌انگيزند. انيميشن "دامبو، فيل پرنده " در زمره اين گروه از آثار است. در اين فيلم شاهديم كه مادر دامبو بر خلاف ساير فيل ها كه كلاهي زنگوله دار بر سر دارند، كلاه عرقچين مانند مخصوص يهوديان را بر سر دارد و به جرم دفاع از فرزندش در اسارت به سر مي ‌برد! و خود دامبو هم طي عملياتي در سيرك پرچمي را كه به پرچم رژيم اشغالگر قدس بي‌شباهت نيست به اهتزاز در مي‌آورد.



كارتون "جوجه اردك زشت " هم كه شخصيت گوشه گير و آواره و زشت روي فيلم نامه تبديل به قوي زيبايي مي شود و در پايان فيلم به سمت خورشيد مي رود، از همين كليشه پيروي مي كند و نماد يهودي تنها و مطرودي است كه با رفتن به سمت سرزمين موعودش به سعادت رسيده است. "عبارت رفتن به سمت خورشيد در تورات آمده و در بين يهوديان رايج است كه منظور از آن بازگشت به سرزمين موعود است(1). "

كارتون هاي بسياري هم مروج زندگي و اخلاق غربي هستند و سعي دارند خصوصا شرقي ها را شيفته و هضم شده در روش هاي غربي نشان دهند و با اين الگودهي مخاطبان را به سمت ارزش هاي دنيوي يهودي- آمريكايي بكشانند؛ مثلا در سري جديد كارتون سند باد (افسانه هفت دريا) شاهد آنيم كه فضاي شرقي مجموعه هاي پيشين مبدل به فضايي خشونت بار و پر زد و خرد شده است. مثلا در صحنه اي كه سند باد از پشت سكان كشتي كنار مي رود، با هفتاد ضربه شمشير و خون ريزي بسيار، كنترل كشتي را به دست مي گيرد. شدت خشونت در اين فيلم آن چنان زياد است كه حتي دريا با خون افراد سرخ مي شود و مثل بسياري از فيلم هاي جديد غربي لشگري از شيطانك ها و ديوها با سند باد و نامزد خشن و مبارزطلب او "مارينا " و دوست وفادارش "كيل " مي جنگند. حتي ديالوگ ها هم خشونت بار است. جالب است كه نويسنده اين فيلم "جان لوگان " در كارنامه خود اثري پر برخورد چون "گلادياتور " را دارد. در اين محصول والت ديزني هم "ميشل افايفر " يهودي به جاي "اريس " خداي جنگ صحبت مي كند. در اين فيلم سند باد بر خلاف گذشته ظاهري كاملا غربي و بي هويت گرفته كه در نقش يك دزد دريايي قهار بايد از هفت دريا عبور كند و كتاب صلح را از خداي جنگ (اريس) بدزدد و شهر و شاهزاده را از خطر نابودي نجات دهد. جريان در شهر "سيراكيوس " كه شاهزاده عادلي به نام "پروتئوس " در آنجا حكومت مي كند، اتفاق مي افتد. در اين فيلم از علاء الدين و علي بابا هم خبري نيست.(2)

در كارتون "لوك خوش شانس " گانگستري سفيد پوست كه نماد كلانتر و قانون اومانيستي آمريكايي است و هميشه ورد زبانش تنهايي و غريبي و آوارگي خودش مي باشد، با چهره و اخلاقي نيكو (كه با وجود اسب بذله گويش "سالي " و سگ خنده رويش "بوشويك " جذابيت دوچنداني مي يابد) هميشه در جستجوي مجرمان و تبهكاران است و هيچگاه با شكست روبرو نمي شود. در بعضي از قسمت هاي آن شاهديم كه لوك متمدن و مهربان فرشته نجات سرخپوستان ساده لوح و مردمي از فرقه هاي مذهبي خرافي مي باشد و اگر نبود لوك، جنگ قبيلگي و ظلم تبهكاري همه جا را فرا مي گرفت. بالاخره براي ما هنوز جاي اين سوال باقي است كه خانه لوك كجاست؟ و چرا هميشه در پايان غرور انگيز پيروزي هايش در غروبي زيبا به سمت خورشيد (نماد سرزمين موعود در كتاب مقدس) مي رود! بالاخره فسادها و جرم هاي فراوان و رو به رشد موجود در غرب را ببينيم يا حرف كارگردان "لوك " را گوش بدهيم.

در بسياري از فيلم ها و كارتون هاي پليسي هم جاي اين سوال باقي است.

در كارتون "گاليور " هم مي بينيم سفيد پوست بزرگي با سمبل ها و مدل هاي مو و لباس نژاد انگليسي- آمريكايي به جزيره آدم كوچولوها (جهان شرقي) مي رود و اين كوچولوهاي بي دفاع بر قدرت مادي و مغز پرجولان گاليور تكيه كرده و دشمنان خود را شكست مي دهند و بدون حضور گاليور شكست آنها قطعي بود.(3)

در فيلم "رابينسون كروزوئه " هم شاهديم سفيد پوستي انگليسي تبار كه كشتي اش شكسته و در جزيره اي تنها مانده است با سياه پوستاني بي تمدن و وحشي و آدم خوار رو برو مي شود كه يكديگر را قرباني كرده و مي خورند؛ اما رابينسون پرعاطفه و دل نازك يكي از اين بي تمدن ها را به نام "جمعه " از دست قبيله آدم خوار و سبك مغزش نجات مي دهد و جمعه در اثر همنمشيني با اين يار مهربان " با سواد " مي شود و به سمت تمدن و پيشرفت حركت مي كند و به تدريج تمام آن مردم عقب مانده به شيوه هاي زندگي و معاشرت رابينسون ايمان آورده و آن قهرمان بزرگ را به عنوان رهبر و منجي عزيز خود مي پذيرند و به سبك او زندگي مي كنند. آيا غلوآميزتر از اين هم مي شد تمدن غرب را به عنوان تنها سرور و راهبر جهانيان توسعه نيافته و به اصطلاحِ غربي ها "جهان سومي "، معرفي كرد يا نه؟

نگره صهيونيستي حاكم بر آثار والت ديزني، بعضاً به توليد انيميشن ‌ها و فيلم هاي تاريخي در خصوص زندگي انبياي الهي منجر شده كه سه كارتون: "كشتي نوح، زندگي حضرت موسي و زندگي حضرت يوسف " عليهم‌ السلام از آن جمله‌اند. در تمامي اين آثار، بر اساس قصص تورات، روايات تحريف شده‌اي از زندگي انبياي اولوالعزم ارائه شده است كه شأن و منزلت و عصمت اين بزرگ مردان را در ذهن مخاطب پائين مي آورد و رواج سكولاريسم (جدايي دين و دنيا) و مادي گرايي را تسريع مي كند. جالب توجه آنكه در برخي از اين آثار، شخصيت‌ هاي اصلي انيميشن با صداي مشهورترين ستارگان يهودي سينما سخن مي‌گويند! مثلاً در انيميشن "پرنس مصر " كه روايتگر زندگي حضرت موسي عليه‌السلام است، "وال كيلمر " به جاي موسي عليه‌السلام، "ميشل اِفايفر " به جاي همسر و "ساندرا بولاك " به جاي خواهر او صحبت مي‌كنند. همچنين در تيتراژ پاياني اين انيميشن پر هزينه اسامي مشهور ديگري (از بازيگران يهود هاليوود) مي‌توان ديد كه صداي آنها براي بسياري از تماشاگران غربي خاطره‌انگيز و آشناست.

علاوه بر انيميشن، در عرصه فيلم كودك نيز هاليوود از تعدي صهيونيست ها مصون نمانده و كليشه‌ هاي خاصي در قالب فيلم كودكان، طي چند دهه اخير مدام تكرار شده‌اند. مثلاً كليشه كودك محروم مانده از ميراث اجدادي يا جدا افتاده از آغوش گرم مادر كه هر يك به نوعي تداعي‌گر يهودي مظلوم و به دور مانده از سرزمين مادري خويش‌اند در اين قبيل داستان ها از پيام هايي كه در كتب مقدس يهوديان آمده است و مخاطب يهودي و بسياري از غير يهوديان به راحتي مي فهمند كه منظور از آن چيست استفاده مي شود يهوديان اسراييل را مادر قوم خويش مي دانند و اينكه شهر يا منطقه اي به انسان تشبيه شود، درجاي جاي تورات آمده است. "داستان سيندرلا " مثال خوبي براي اين كليشه نخ‌ نما و تكراري است.

داستان " هاچ زنبور عسل " هم به كودك يهودي مي فهماند كه بايد به دنبال مادر زيبا و نوراني خويش باشي و همه غير يهوديان موجوداتي مخوف، بدجنس و حتي بد بو هستند كه مي خواهند او را از بين ببرند. اين داستان به بچه هاي غير يهودي هم اين پيام را القاء مي كند كه ديگران دشمنان و موانع رسيدن او به هدفش هستند و در مجموع حس اعتماد به ديگران را در كودك از بين مي برد(4).

كليشه كودك شيطاني كه با زيركي بر دشمناني كه قصد تجاوز به خانه و كاشانه او را دارند، فايق مي‌آيد و آن ها را به سختي مجازات مي‌كند هم شبيه مورد قبلي است. مجموعه طنز "تنها در خانه " بر اساس همين كليشه پديد آمده و با نگاهي ساده به مضامين آن، ردپاي چهار جنگ اعراب و اسراييلي و شكست اعراب در هر چهار جنگ را مي‌توان ديد.

برخي از آثار انيميشن نيز محملي براي پيام‌ هاي سياسي هستند. مثلاً در كارتون "شير شاه " ردپاي نزاع دو ابرقدرت طي سال‌هاي جنگ سرد و آشتي مجدد نسل‌ هاي آتي بعد از فروپاشي نظام كمونيستي در شوروي سابق به وضوح مشهود است. توضيح اينكه شير نماد سلطه جهاني يهود است و در تورات آمده است: " و بقيه يعقوب، در ميان امت ها و قوم هاي بسيار مثل شير در ميان جانوارن جنگل و مانند شير درنده در ميان گله هاي گوسفند خواهند بود كه هنگام عبور پايمال مي كند و مي درد و كسي نمي تواند مانع او شود. قوم اسراييل در برابر دشمنانش خواهد ايستاد و آنها را نابود خواهد كرد. "(5).

پي‌نوشت‌ها:

1_ جزوه يهود و هنر(2)، سخنراني استاد شمس الدين رحماني در تاريخ 19/4/ 82.

2 - براي مطالعه مفصل تر مراجعه كنيد به روزنامه جام جم، سه شنبه 20/8/82، صفحه 6، مقاله دزد دريايي كتاب صلح مي دزدد.

3- در مورد صحت اين تحليل در باره كارتون گاليور مي توان به حرف هاي بعضي استراتژيست هاي جيره خوار دولت صهيونيستي آمريكا كه دقيقا همين تشبيهات را به كار برده اند، اشاره كرد.

4- جزوه يهود و هنر(2)، سخنراني استاد شمس الدين رحماني در تاريخ 19/4/ 82.

5- ترجمه تفسيري فارسي كتاب مقدس، چاپ انجمن بين المللي كتاب مقدس انگلستان، 1995ميلادي، سفر ميكاه، باب 5، فقره 9و8. در بعضي ترجمه هاي ديگر در ادامه دارد: " دست تو بر خصمانت بلند خواهد شد و جميع دشمنانت منقطع خواهند گرديد. "

نويسنده:عبدالله ناطقي/منبع: باشگاه انديشه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/02/26ساعت 11:54  توسط منتظِرظهور  | 

بیکاری

اصلا ما بیکار بودیم که انقلاب کردیم

ماجرا ازآنجا شروع می شود که چند روز پیش ،قبل از شروع دهه فجر ،شهرداری اردی یکروزه ای برا ی اهل محل تدارک دید واعلام  کرد کسانی که دوست دارند به زیارت شاه عبدالعظیم حسنی بروند واز آنجا به مرقد امام خمینی (ره) ،می توانند راس ساعت 7:30 درمیدان محل جمع شده وبا 2دستگاه اتوبوس به این زیارت بروند .

من به دوستانم اطلاع دادم وقرار شد، با هم برویم هم زیارت هم بیعت با ولایت .

برای اینکه بقیه دوستان هم فیضی ببرند به آنها هم زنگ زدیم ،یکی از دوستان گفت :ما که بیکار نیستیم ،شما بیکارید که هرجا می گویند می روید!!!!!!!!!!!!

این حرف مرابه فکر فرو برد .وبا خودم گفتم آره ما بیکاریم ،اصلا ما بیکاربودیم که انقلاب کردیم ،ما بیکار بودیم که مهر 57 به جای درس ومدرسه ،اعتصاب وشعار وراهپیمایی کردیم .ما بیکار بودیم ،من شاگرد ممتاز نبودم ،معدلم بالای  5/19 بود .نمی دانم ،چرا از بیکاری وتنبلی می ریختیم تو خیابانها وشعار می دادیم چرا اعتصاب ،تظاهرات ،شعار و.........ادامه دادیم تا آذر 57 که مدرسه هارا تعطیل کردند .واقعا که ما بیکار بودیم وبیکارتر شدیم .

از آن پس همراه مادرم به تظاهرات می رفتم .تا 12 بهمن 57 که امام آمد.آن روز هم ما بیکاربودیم. صبح زود همراه خانواده به بهشت زهرا رفتیم تا امامی را که فقط عکسش را دیده بودم ،ولی با تمام وجود دوستش داشتم ،ببینم .

آری!!!ما بیکاربودیم که انقلاب کردیم .آنها که کارداشتند انقلاب نکردند. این را به آمریکا هم بگویید .

ما همه روزهای قدس ،همه روزهای 22بهمن ،همه ایام الله ها بیکاریم .ماروز 9دی 88 بیکار بودیم  که به راهپیمایی رفتیم، ولی این خانه دارهای خانه نشین بیکار نیستند آره کاردارند؟؟؟؟؟؟؟؟

روز9دی که از لحظات مهم تاریخ بود وجاودانه گشت ، ما بیکاربودیم ولی دوستم خیلی کارداشت چون او آدم مومنی است ،دعا ونماز می خواند ،تفسیر قرآن می گوید ،کلاس اخلاق برگزار می کند ،اوکه بیکار نیست که برای هتک حرمت عاشورا به میدان انقلاب بیاید .

ما بیکاریم ،که درروز12 بهمن 57 با امام خمینی پیمان بستیم ودرتمام لحظات با ولایت همراه بودیم تاروز9دی که این بیعت را تجدید کردیم و گفتیم خامنه ای خمینی دیگر است ،ولایتش ولایت حیدراست  .

آری! آنها که 8سال جنگیدند، بیکار بودند ،وبیکارتراز آنها ،شهدایی که تمام آرزویشان پیروزی اسلام بود وسلامتی امام . خلاصه اینکه اگر ما کار داشتیم ،پول داشتیم ،مقام داشتیم ،بیکار نبودیم ،یک قرون ،دو قرون را می فهمیدیم ،بعد 30 سال درمقابل دشمن اسلام تمام قد نمی ایستادیم .

ما بیکاریم !پس، درروز 12 بهمن وبیعت با ولایت شرکت کردیم ،ودر یوم الله 22بهمن هم حضور خواهیم داشت وآنها که کاردارند نیایند ،آنهاکه پول دارند نیایند ،آنها که سکوت دارند نیایند ،آنها که بی ولایتند نیایند ،آنها که شک دارند نیایند ،وآنها که ..............نیایند .

اما ،مابیکاریم وبا ولایت رهسپاریم تا شهادت .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/14ساعت 1:22  توسط منتظِرظهور  | 

فتنه

روزنامه کیهان نوشت خاتمی و موسوی بمناسبت 22 بهمن بیانیه منتشر می کنند.

بصيرت:این روزنامه تاکیدکردصدور این بیانیه فرمولی است که به این افراددیکته شده و سران فتنه ملزم به اجرای آن هستند.

کیهان افزود: براساس فرمول، موسوی و خاتمی باید در بیانیه خود

اولا؛ بر ضرورت حضور در راهپیمایی 22 بهمن تاکید وخود را بخشی از مردم قلمداد کنند.

ثانیاً موسوی و خاتمی باید در بیانیه خود وانمود کنند که حرکتی به نام «جنبش سبز» هنوز وجود دارد و از هواداران فراوانی برخوردار است

ثالثاً؛ موسوی و خاتمی در بیانیه ای که اکنون وقت انتشار آن است، سردادن یکی از شعارهای مخصوص انقلاب را توصیه می کنند. این شعار احتمالا شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» خواهد بود

رابعاً موسوی و خاتمی- مطابق فرمول یاد شده- باید در بیانیه خود اعلام کنند کسانی که شعار ساختارشکنانه سرمی دهند از ما نیستند خامساً احتمالا در بیانیه خود اعلام می کنند هر کس روز 22 بهمن شعار ساختارشکنانه سرداده و یا دست به آشوب بزند، وابسته به حاکمیت است

البته چون فتنه گران سبز به این نتیجه رسیدند که دیگر نمی توانند به این راه انحرافی دراین زمان ادامه دهند پس تصمیم گرفتند اولا :عقب نشینی کنند تا بتوانند به حاکمیت برگردند دوماْ:پایگاه مردمی خود را که از دست داده اند دوباره ترمیم کنند تا درانتخابات بعدی پیروز میدان باشند.

اگر خوب بنگریم !می بینیم نامه های فحش وزور گویشان از قبل انتخابات تا قبل از ۹دی تبدیل به نامه های توبه وغلط کردم و....خوردم شده است.

فتنه گران فکر می کنند مردم شهروند درجه چندم اند ونمی فهمند!!! اما این آنها هستند که نمی فهمندبا دستان خودشان وبا حرص وطمعشان ویا به اعتراف ابطحی ازروی نادانی وخیانت وانتقام در این عرصه قدم زدندومردم همه این مسائل را مو به مو رصد کردند.تحلیل کردند .نتیجه گرفتند ومنتظر اشاره از جانب امامشان هستند  . روز ۲۲ بهمن از ایام الله است وروز انفجار نور /روزی که فتنه خروج سفیانی سبز نابود خواهد شد .

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/10ساعت 0:46  توسط منتظِرظهور  | 

از فضل پدر تور اچه حاصل ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

این مصاحبه جالب بود دراینجا آوردم !

سعدالله زارعي روز سه شنبه درگفت وگوبا خبرنگار سياسي ايرنا درباره ادعاي علي مطهري مبني براينکه " احمدي نژاد از سران فتنه است و بايد از مردم عذرخواهي کند "بيان داشت: افکار عمومي درباره برخي از موضوعات به جمع بندي رسيده است که اين جمع بندي منافع سران فتنه رامورد تهديد قرارمي دهد و به نظر مي رسد برخي ازچهره هاي موجه سياسي ماموريت دارند با فرافکني و ايجاد ابهام درفضاي فعلي به اين جريان متهم کمک کنند و آنها را از اين شرايط بحراني بيرون بياورند.

وي افزود: مطهري درحالي ازنقش رييس جمهوردراين بحران مي گويد و نقش او را با سران فتنه همسان مي داند که به خوبي مي داند اين فتنه نه در روز مناظره احمدي نژاد و ميرحسين موسوي بلکه ماهها قبل از آن در اتاق هاي طراحي مشترک آمريکايي ها، اروپايي ها و سران ضد انقلاب کليد خورده بود.

اين کارشناس مسايل سياسي با تاکيد براينکه حتي درصورتي که موسوي پيروزانتخابات بود بازهم سران فتنه برنامه اي جدي براي به چالش کشاندن نظام سياسي داشتند، اظهارداشت: مي توان بااسناد فراوان و دلايل محکم گفت ربط دادن فتنه به مناظره آقاي احمدي نژاد و موسوي و يا اينکه کسي اين مناظره را آغاز فتنه تلقي کند نوعي فرافکني و ايجاد انحراف درمسيراست به نظر مي آيد نه تنها علي مطهري بلکه برخي ازچهره هاي سياسي هم که داري سلامت نفس هستند دراين زمينه توسط جريان خاص سياسي مورد سوءاستفاده قرار مي گيرند وعملا به بلندگو آنها تبديل مي شوند.

وي درباره بخش ديگري از اظهارات مطهري مبني براينکه " اگر برخي از خواص با برخي از اظهارات رهبري موافق نباشند به معناي مخالفت با ولايت فقيه نيست " تصريح کرد:اگر ولايت فقيه يک مفهوم ذهني وياعقيدتي باشد مانند هزاران مفهوم عقيدتي ديگرقبول داشتن يا نداشتنش چندان تاثيري در دين واعتقادات بنيادين شخص نمي گذارد اما اگرچناچه فراتر ازذهن با يک نظام سياسي خاصي مواجه باشيم که اين نظام سياسي برمبناي اعتقاد به ولايت فقيه ايجاد شده باشد و ولي فقيه هم برمبناي ساختارهاي قانوني و پذيرفته شده به حکومت رسيده باشد در واقع تفکيک ضديت با شخص ولي فقيه از مفهوم ولي فقيه بسيار دشواراست.

اين روزنامه نگاردرادامه خاطرنشان کرد:اگرکسي بگويد ما ولايت فقيه را قبول داريم اما اين هنجارهاي قانوني که ولايت فقيه درآن هنجارها معنا و مفهوم پيدا مي کند را قبول نداريم بايد گفت اصل ولايت فقيه راهم قبول ندارد و اگر مدعي است که من قبول دارم نوعي فريبکاري وسرپوش گذاشتن بر ضديت با چنين موضوعي است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/24ساعت 0:58  توسط منتظِرظهور  | 

غدیریان تاریخ

غدیریان دو دسته اند:

1-(حزب الله ) دوستان خدا ورسول واهل بیت (ع) 

  2-(حزب شیطان )دشمنان خدا ورسول واهل بیت (ع)

امروز ما از کدام دسته ایم ؟ غدیر عید ولایت وامامت است روزی که ابر مرد تاریخ به عنوان جانشین رسول مکرم اسلام به اعصار معرفی شد.روزی که حاضرین در منطقه غدیر خم از دوست ودشمن همه با امامت ، این اصل مسلم اسلام بیعت کردندروزی که جهان با نور ولایت علی (ع)همیشه روشن خواهد ماند .

وغدیرروزی که جنگ نرم دشمن اسلام،علیه ولایت وامامت، بی سروصدا آغازشد تادر سقیفه نتیجه سیاه خود را درتاریخ ثبت و 36 سال بعد همین مردم اولین صف آرایی را در جنگ جمل برابر این ابرمردبی همتای تاریخ انجام دهند؟ چه شد که خود را یاررسالت وامامت دانستند ولی هنوز یک سال از حکومت عدالت واقعی نگذ شته در یک جبهه صف آرایی کردند وارکان عدالت را با شتر سرخ مویشان مورد هجوم قراردادند.؟چه شد که سال بعد ازفتنه جمل،فتنه صفین را برپا کردند ؟ ووووووچه شد که یکسال پس از فتنه قاسطین ،مارقین به صحنه آمدند ونهروان را آفریدند؟

آری !!!جنگ نرم ،که در آینده به آن می پردازیم.

حال که ،درروز غدیرخم ،عطر ولایت در همه آفاق پراکنده شده ومشام ولایتمداران را خوشبو نموده وخورشید امامت ،دل ولایت پذیران رانورانی کرده است ،ایران اسلامی با جنبش سبز علوی ،وبا بصیرت فاطمی ، پشت سرمقتدای خود امام  سید علی،حرکت کرده وخود رادر صف حزب الله قرار می دهد.

زیباترین گلهای روی زمین وپرنورترین ستاره های آسمان تقدیم به فرزندان پاک حیدر وعاشقان مرتضی ،عید غدیر مبارک باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/15ساعت 13:45  توسط منتظِرظهور  | 

هفته بسیج بر بسیجیان مبارک

امام خمینی (قدس سره)

بسیج شجره طیبه ودرخت تناور وپر ثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل وطراوت یقین وحدیث عشق می دهد.

خداوند تبارک وتعالی در آیات 24 تا 26 سوره مبارکه ابراهیم (ع)در باره شجره طیبه  وویژگیهایش وشجره خبیثه  وویژگیهایش صحبت می کند.

خداونددر آیات 24 و25 می فرماید :ای رسول مگر ندانستی که چگونه خدا کلمه پاکیزه را به درخت زییائی مثل زده که اصل آن برقرار باشد وشاخه آن به آسمان برشود وآن درخت زیبا به اذن خدا همه اوقات میوه های ماکول وخوش دهد .خدا این گونه مثلهای واضح برای تذکر مردم می آورد.

در تفسیرنمونه  آمده کلمه طیبه به معنای  توحید ،جمله لا اله الا الله ،اوامر الهی ،ایمان به لا اله الا الله ،شخص مومن ،برنامه های سازنده قرآن، است .شجره طیبه  ریشه اش در زمین استوار ومحکم است وساقه اش در آسمان برافراشته وبه سوی نور در حال رشد است .

امام خمینی بسیج را به شجره طیبه تشبیه می کند زیرا بسیج دارای ویژگیهایی است که در قرآن برای شجره طیبه  بیان شده است مانند  : رشدداشتن  ،پرمیوه بودن ،سایه دار وپایداربودن ،در همه وقت ثمرداشتن وانسان موحد نیز همین گونه است راکد نیست ،ایمانش دائما در گفتار وعملش آشکار است واعتقاد ش دائمی است نه موسمی وهمواره دیگران را به ایمان ومعروف دعوت می کند.

بسیج به درخت توحید تشبیه شده  که اصل ثابتی دارد و در فطرت وجان مردم جای دارد (اصلها ثابت) واین توحید درتمام اعمال وافکار انسان اثر می گذارد (فرعها فی السماء)ودر هر فراز ونشیبی می توان از میوه ایمان آن بهره مند شد ریشه این درخت ثابت است وتهدیدها ونیشها ،نوشها ،طاغوتها آن را از پای درنمی آورد .

بسیج شجره طیبه است  وبسیجی شاخه های این شجره است  ومی داند جز خداوند همه چیز فانی است( قصص/88 ) وچیز فانی نمی تواند برای همیشه ثمر دهد ولی هرکاری که رنگ خدایی دارد ابدی است (نحل /96) آری می داند رنگ خدایی ثابت است وسایر رنگها ازبین می روند(بقره/138) در هنگام تهدید ستمگران تا پای جان مقاومت می کند (قلم/32) هنگام تبلیغ چشم داشتی به دیگران ندارد(یونس /72) هنگام خشم برای رضای  خدا خودرا نگه می دارد(آل عمران /134) هنگام ازدواج برخدا توکل می کند(نور/32) هنگام عبادت واطاعت قصد قربت دارد (انعام /162) هنگام فقر نزد اغنیا نمی رود واهل تملق نیست (قصص/29) هنگام پیروزی یا شکست در جبهه نبرد چون به وظیفه خود عمل کرده است خوشحال است (توبه /52)

(شجره طیبه )همان درخت ایمان است که همواره ثمر دارد ومومن پاییز وخزان ندارد(  اکلها کل حین )

تشبیه وتمثیل شیوه ای است قرانی ،برای توجه وتذکر مردم ( لعلهم یتذکرون )

تمام صفاتی که درآیات فوق برشمردیم ثبات واستقامت بیش ازهمه به چشم می خوردزیرا خداوند افراد با ایمان را به خاطر عقیده ثابتشان در دنیا وآخرت ثابت قدم می دارد وبه این ترتیب عامل پیروزی مردان بزرگ ثبات واستقامتشان است.

امام خمینی (قدس سره) از بسیجش می گوید و از شکوفه های شجره طیبه که بوی بهار وصل می دهد وزیباترین سرودهای عاشقانه را در هنگام وزیدن نسیم الهی برای عاشق می سراید ، واز یقین بسیجی که همیشه با طراوت وزنده وفزاینده بوده است وهمچنین از حدیث عشقبازی حبیب ومحبوب ،عاشق ومعشوق ،عبد ومعبودش می گویدتا همیشه وهمیشه این جملات با ونگاه فرا مادی  ایشان برتارک تاریخ بشریت بدرخشدودرست درزمانی که بشر افسار گسیخته غربی به انتهای مادیت رسیده وپوچی وهرزگی روزمرگیش شده، امام بسیجی را با تمام معیارهای معنوی بنیان می گذارد تا نهال انقلاب اسلامیش را که در سال 57 غرس کرده  تا ظهور منجی موعود حفظ نماید شکوفا کند به باغبان اصلی اش  تحویل خواهد داد .

آری !

این شجره طیبه ،میوه پاکیزه دارد، سایه پاکیزه دارد ،نسیم پاکیزه دارد، و....

حال چه شده که برخی بی بصیرتان بسیجی را که در مقابل دشمن دهه 60(منافقین ،صدام ) می ایستاد اسطوره می دانند ولی همان بسیجی را در دهه 80  که در مقابل (منافقین ،اصحاب جمل مدرن،یاران صفین پست مدرن ،صهیونیستهای مسلمان وآمریکا جهانخوار )ایستاده راجیره خوار ،بی نیت ،سرانه بگیر ،صدام ،طالبان  ،و...می دانند.

این شجره طیبه همان شجره طیبه 5آذر 58 است که امروز تنومندتر شده ولی این افرادی که نظرشان دیروز جوری بود امروز جور دیگر همانهایی هستند که امام برای شناختشان فرمود (مهم حال فعلی اشخاص است) .

چه شده است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟که رجعت به عهد نورانی اول انقلاب با بی دینی ،توهین به بسیج ،ساختارشکنی ،شکستن حرمتها ،توهین به ولایت ورهبری ،نادیده گرفتن اکثریت مردم ،مردم پنداشتن دشمنان  ملت ،برهنگی ،روزه خواری در ماه مبارک رمضان ،حذف مرگ بر امریکا ومرگ بر اسرائیل در روز قدس ،دروغگویی ،شهید قلابی سازی،تهمت تجاوزبه فرزندان پاک ایران ،ایجاد رعب ووحشت برای مردم درپشت بامها ،له کردن بسیجیان زیر چرخ ماشین، آتش زدن مساجدوبانکها وهزاران قتل وغارت دیگر، ، برابر ومساوی شده است واینطور تبلور یافته است.چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قرآن کریم در آیه 26 سوره ابراهیم در مورد شجره خبیثه وویژگیهایش می فرماید :ومثل کلمه خبیثه همچون درختی پلید است که ازروی زمین برآمده وهیچ ثباتی ندارد.

شجره خبیثه نیز از سال 62 غرس شد ولی چون این شجره بی ریشه وبی ثبات است تا امروز جز خس وخاشاکی از آن باقی نمانده است .در تفسیر نور آمده :شجره خبیثه ،عقاید وکلمات انسانهای آلوده ومنحرف ،که نه ریشه دارند ونه میوه ونه گل ونه زیبایی وعطر ،نه پایداری ،نه سایه ونه رشد ،بلکه خاری برسرراه دیگرانند .

عقاید باطل همچون علفهای هرز ،ریشه ای در عمق زمین ندارد ،زیرا پایه ومبنای درست ندارد(اجتثت من فوق الارض)

ای آنهایی که ادعا رهبری وپیامبری می کنید وخودتان رااز امام زمان وولی برحقش بالاتر می دانید وبرای رسیدن به قدرت هرکاری می کنید،تهمت می زنید ،حرمت خون شهیدان مارا زیر پا منکوب می کنید ،با تجری وتوهین به مقدسات دینی وارزشهای انقلاب اسلامی ،منیت خودتان را اثبات می کنیدوگرگی در پوست میش هستید ، بدانید( حب الدنیا راس کل الخطیئه).

وچه مسخره است که می گویند :0(اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند ).شما که از خدا نمی ترسید ودروغ پشت دروغ می بافید با اینکه می دانید دروغگو دشمن خداست ومی گویید(ولقد فتنا الذین من قبلهم ولیعلمن الله الذین صدقوا ولیعلمن الکاذبین )"به تحقیق کسانی راکه پیش از آنان بودند آزمودیم وخداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند وخواهددانست آنانی را که دروغ گویانند"چرا در رفتارتان درست عکس آیات قرآن عمل می کنید؟دروغ کشته های 72 نفر،دروغ تقلب بزرگ ،دروغ دست نداشتن در کودتای سبز،دروغ همکاری نکردن با انگلیس (بی بی سی)وآمریکا(سی ان ان)و ُvoa .عجب آیات زیبایی !ولی آیا شما بی بصیرتان این آیات را می فهمید ؟نه ،چون این آیه در مورد خود شماست .بیشتر تامل کنید اگرمی فهمیدید ازان سوءاستفاده نمی کردید.وآیه احب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا وهم لا یفتنون(آیا گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می شوند ودر فتنه ها آزموده نخواهند شد؟)این آیات قبل از همه دست شمارا رو کرده است.

بله جناب حسین رهجو !

فکر کردید آزموده نمی شوید ؟سال 60تا 68 نخست وزیر بودید ولی الان بعداز این فتنه وامتحان جز یک کودتاگر ،یک ساختار شکن ،یک دروغگو ،یک خار از شجره خبیثه چیزی نیستید.شما فکر کردید اگر آن زمان بسیجی بودید وفقط با لباس بسیج عکس می گرفتید امتحان نمی شوید وبه حال خود رها می شوید .

چه آیات زیبایی را در بیانیه تان آوردید همه آنها راه وفکر وعقیده انحرافی شما را نشان می دهند .

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وکونوا مع الصادقین ،ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید وبا راستگویان باشید .

چقدر شما از خدا پروا کردید واقعا که !!!!!!!!!!!!!!!!حیرت آوره اصلا تهمت نزدید ،رکن ولایت را تهدید نکردید،به شعور 25 میلیون نفر اسائه ادب نکردید ،در هفته بسیج به بسیجیان جان برکف دست مزد ندادید که دادید،در روز قدس به اسرائیل وآمریکا تعظیم نکردید که کردید و........وچقدر با راستگویان جهان آمریکای جهانخوار واسرائیل غاصب ورجوی خائن وپهلوی فراری ،همراهی وهمسویی کردید انشاالله خداوند مهربان شمارا بااین راستگویانتان محشور فرماید .( یک مثل معروف است که می گوید خلایق هرچه لایق)

چنانکه امام خمینی (ره)فرمود :من همواره به خلوص وصفای بسیجیان غبطه می خورم واز خدا می خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند(.ویک مثل معروف است که می گوید کبوتر با کبوتر باز باز کند هرجنس با همجنس پرواز)

--------------------------گه نه؟

تفاسیر آیات از تفسیر نور ونمونه نقل گردید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/09ساعت 0:5  توسط منتظِرظهور  | 

توهم رهبری !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟از نوع سبزش

آنچه امروز می بینیم !

جناب موسوی به علت نداشتن سابقه مبارزاتی وناتوانی مفرط  با حمایت وهیاهوی چند صهیونیست جانی وخیانتکار دچار توهم خود بزرگ بینی شده واحساس رهبری می کند ومی خواهداز انقلاب سال 57پابرهنگان ،کاریکاتور انقلاب رنگی اغنیا ومنافقین ،را شبیه سازی کندوبا این توهم ،مدتی است در جهل سبزلجنی خود دست وپا می زند .

دراینجا حکایتی را نقل می کنم که دردهه 60 شمسی در بین عامه مردم دهان به دهان می چرخید.

می گویند: یک روز صبح زود، فردی سرکار می رفت که ناگهان چشمش به شخصی افتاد که سرش را بالا گرفته  وبه آسمان خیره شد ه بود. او هم بدون اینکه سوالی کند سرش را بالاگرفت وبه آسمان خیره شدودر کنار نفراول ایستاد.نفرسوم که آنهارا دید اوهم  به آسمان خیره گشت وکنار ایشان ایستادخلاصه ، نفرات بعدی وبعدی تا نفر چهل ونهم آمدند وسربه آسمان میخکوب شدند گرداگرد نفر اول را گرفتند تااینکه نفر پنجاهم ازراه رسید واز نفر قبلی پرسید :به چی نگاه می کنید ؟ نفر چهل ونهم گفت نمی دانم به آنچه که نفر قبلی ام نگاه می کند نگاه می کنم.

از نفر چهل وهشتم پرسید به چی نگاه می کنید؟ وی گفت نمی دانم به آنچه نفر قبلی ام نگاه می کند نگاه می کنم.

بالاخره نفر پنجاهم  از همه یکی یکی پرسید تارسید به نفر اول ،از او پرسید به چی نگاه می کنی؟نفر اول گفت :به هیچ چیز ،من داشتم می رفتم سرکار که خون دماغ شدم  ایستادم سرم را بالاگرفتم تا خونش بند بیاید .

پنجاهمین نفر که ازاین ماجرا خنده اش گرفته بود،به راه خود ادامه داد و با صدای بلند فریادزد :ای بیچارگان،با این همه حماقت وغفلت ،هم از دنیا وآخرت هم از یکدیگر ،بی خبرید.

آری عزیزان !!!!

اگر هر حرکت ونگاهی درزندگی ،عمیق وبا بصیرت کافی نباشد زوایای پنهان ومستتر آن حرکت  بخوبی معلوم نمی شود وسطحی نگری وغفلت از عمق مسائل باعث عواقب جبران ناپذیری خواهد شد وناخواسته درجهتی حرکت خواهیم کردکه انتهاش سقوط وهلاکت است.

آری!!!!امروزمیر حسین موسوی ،دماغش خون افتاده، سرش را بالاگرفته تا خون دماغش بند بیاد.

آره، نه دکترای نجوم داره که فکر می کنی داره آسمان را کنکاش می کنه ،که شاید به قول خودش چیزمیزی کشف کنه، ونه ازاولی البابه که فکرمی کنی، به آسمان نگاه می کنه ،تا جبرئیل نازل بشه وآیاتی از جانب حق بیاره واومنتظر وحی منزله.

میرحسین آنقدرغافله که هنوزنفهمیده پیراهنش پراز خون شده وخون دماغش بند نیامده ،فقط گوشش می شنود:که کروبی می گه آفرین خوب نگاه کن ، یه چیزی اون بالاست وتو بالاخره اونو پیدا می کنی ، رجوی می گه آفرین ،همین قدرکه عده ای با رنگ سبزمچل خودت کردی ،عالیه. اوباما می گه: آفرین ،تا امروز ازتوویروسی قویتر و احمق تر پیدا نکرده بودم  که اینقدرکج فهمی و حماقتش مسری باشه وبا این سرعت ، جاهلان را آلوده کنه ودر اوج غفلت نگه داره ، نتا نیاهو میگه :آفرین با دقت به آسمان نگاه کن کفترهای احمدی نژاد روشناسایی کن بعدش ، جاشون به ماخبربده خودمون با موشک هسته ای می زنیمشون . رضا یی می گه ای بابا چرا تو آسمان دنبال منافع ملی می گردی ،نفت که زیر زمینه.خا تمی می گه : اصلاحات آسوده بخواب که میرحسین زنده است ودرآسمان رهبریت می کنه.

صانعی می گه: بمیرم!میرحسین از کجا افتاده ؟، حتما احمدی نژادهولش داده که از پشت بام افتاده؟

منتظری می گه :آسما نی که میرحسین به آن نگاه می کنه سبزه، با این آسمان که همه نگاهش می کنن وآبیه فرق داره ،آره من خوب می بینم چون عینکم ته استکانی وچشم تراخم داره!

بالاخره نفر آخری که فصل الخطا به ،با شجاعت وبصیرت همه عوامل وابزارها وحوادث را خوب رصد می کنه  وبا روشنگریش افراد فریب خورده وغافل بدون مرض را از خواب بیدار می کنه کسی نیست جز رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای که می فرماید:

"خیال کردندایران هم گرجستان است احمقها خيال كردند جمهورى اسلامى، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه ميكنيد؟! مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند."

"تردیدی وجود ندارد که جریانات پس از انتخابات ،چه مسئولان وپیش قراولان آن بدانند وچه ندانند جریانی حساب شده بود "

"براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربه‏ى تروريستى بزند - مسئله‏ى او مسئله‏ى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه ميخواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى‏ بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبه‏ى اين واكنشها با كيست؟ "

"هر كسى امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامنى سوق بدهد، از نظر عامه‏‌ى ملت ايران انسان منفورى است؛ هر كه ميخواهد باشد. هر هدفى را كه اين ملت بخواهد به آن برسد، .....به هم زدن امنيت يك ملت بزرگترين گناهى است كه ممكن است كسى مرتكب بشود. اين را البته آن كسى كه مأمور است، مزدور است، او كه حرف گوش نميكند؛ خطاب ما به او نيست؛ خطاب ما به نخبگان است. آحاد ملت هم هوشيارند؛ نخبگان ما هوشيار باشند. "

" همه‏‌ى ما خيلى بايد مراقب باشيم؛ خيلى بايد مراقب باشيم: مراقب حرف زدن، مراقب موضع‏گيرى كردن، مراقب گفتن‏ها، مراقب نگفتن‏ها. يك چيزهائى را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نكرده‏ايم. يك چيزهائى را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل كرده‏ايم. نخبگان سر جلسه‏ى امتحانند؛ امتحان عظيمى است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است. اگر بخواهيم به اين معنا دچار نشويم، راهش اين است كه خرد را، كه انسان را به عبوديت دعوت ميكند، معيار و ملاك قرار بدهيم؛ شاخص قرار بدهيم. "


"عقل، اين سياسي‏بازى‏ها و سياسى‏كارى‏هاى متعارف نيست؛ اينها خلاف عقل است. «العقل ما عبد به الرّحمن و اكتسب به الجنان» عقل اين است كه انسان را به راه راست هدايت ميكند. اشتباه ميكنند آن كسانى كه خيال ميكنند با سياسى‏كارى، عقلائى عمل ميكنند؛ نه، عقل آن چيزى است كه راه عبادت خدا را هموار ميكند. "

"هر حركت افراطى به افراطى‏گرى ديگران دامن ميزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهايند. "

"من به همه‏ى اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه ميكنم ... دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنه‏ى كمين‏كرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهره‏هايشان برميدارند و چهره‏ى حقيقى خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد."

"اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه‏ى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. "

"جمهورى اسلامى، پرچم‏دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطين، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‏اى كه مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‏ى همين است. نشانه‏ى اين است كه پرچم حقوق بشر به وسيله‏ى اعتقاد به اسلام، ايمان به اسلام در اين كشور برافراشته شده است. ما احتياج نداريم كه براى حقوق بشر كسى ما را نصيحت كند. "

ای کاش!میرحسین نگاهش راازآسمان برمی داشت وسرش را پایین می آورد،چون حالا دیگه خون دماغش بند آمده آنوقت نگاهی به اطرافش  می انداخت وجایگاه خودش را پیدا می کرد وبعدلباس پرخونش را که نشان از انحراف وغفلتش داردعوض می کردوبه مهما نی لاله ها می آمدودر کنار شقا یقها ندای هل من ناصرینصرنی علی زمان را لبیک می گفت. 

ولی افسوس که مردودین را به کلاسهای بالاترراه نمی دهندو باید درکلاس ،یاکلاسهای پایین تری بنشینند.شا یدهم اخراجی باشندواصلا به کلاس راهشان ندهند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/24ساعت 12:41  توسط منتظِرظهور  | 

این اصل که (تاریخ همیشه تکرار می شود )وچهره مزورین وریا کاران بعد ازمدت کوتاه پدیدار می شودبسیار امیدوار کننده ودلپذیراست.چرا که افرادی هستند که سالها پیش در اثر ظلمی که بر انها رفته سکوت کرده اند تا اصل انقلاب دچار چالش نشود اما چون خداوند وکیل وصی آنهاست می بینیم چه انتقامی از ستمگران می گیرد.امروز باطل به تمامی رخ نشان داده وحق در کرسی عدالت به انتظار فرصت مناسب است.دور نیست که پیشگامان زر وزور وتزویر به دادگاه عدالت فراخوانده شوند.

این مقاله راکه در زیر آورده ام از سایت بصیرت اقتباس کرده ام.

دوم خرداد به عنوان یک تراژدی در تاریخ ملت ایران ثبت شد. واکاوی شخصیت های دوم خرداد و جریانهای مدعی پدید آورنده آن، می تواند چراغ راه جریان اصولگرایی و بالاخص دولت دهم باشد.

جریان صهیونیست شاخه دانشجویی(1) در آن روزهای آغازین جریان دوم خرداد طی بیانیه ای این جملات را برای حمایت از خاتمی سر دادند: « برخلاف آنان که مرتب خطر تکرار دوران مشروطه را گوشزد می کنند، این دوران از نقاط غرور آفرین و مایه مباهات و افتخار مردم ما محسوب می شود» (2)

با کنار زدن تاریخ از پیش روی چشمان تدارکچی بزرگ!خاطرات تلخ مشروطه و بعد از مشروطه تکرار شد.

شیرین عبادی، همچون روشنفکران غرب زده آن زمان، تنها راه نجات ایران را غربی شدن از فرق سر تا نوک پا دانست. حتی روشنفکرنماهای عصر اصلاحات، مانند سروش هم به مقلدان محض تئوری های امثال پوپر پرداختند.

عبدالکریم سروش در مصاحبه با شهروند امروز می‌گوید:« بن‌مایه آموزه‌های پوپر ساختار فکری او و کسانی چون مصطفی ملکیان را ساخته است».(3)

سید محمد خاتمی نیز آن ایام سروش را ملاصدرای زمان لقب داده بود و تفکرات او را در مورد پلورالیسم دینی تکرار می کرد. نقطه اشتباه خاتمی درس نگرفتن از تاریخ عبرت انگیز سده گذشته که می تواند حیله های کثیف روشنفکری را خنثی کند، بود.

خاتمی همان گونه که گفت، صرفا یک تدارکچی بود. او در سال 76 نهضت آزادی را در بحبوحه تبلیغات انتخاباتی خود، غیر قانونی خواند، ولی با القائات اطرافیانش در همایش نفت، توسعه و دموکراسی از سردمداران این جریان "مرده "دعوت می کند. امری که موجب ذوق زدگی سایت روزآنلاین،که آشکارا از طرف موسسات هلندی اداره می شود شد.

در سال 78 روزنامه نشاط (4) ، با تجلیل از مصدق او را مدافع دیانت،حقوق شهروندی، مشارکت عمومی و استقلال ملی می خواند.آن روزها حمید امیدی(روزنامه نگار) با دفاع از خاتمی سعی کرد این لکه ننگ را از دامان خاتمی و اصلاحات دور کند.

اما گذشت زمان و بالاخص انتخابات 22 خرداد، نشان داد که خاتمی همان مصدق است. امری که متاسفانه به علت عدم درس گرفتن درست از تاریخ اتفاق افتاد.این مسأله از جهت دیگری هم شایسته مطالعه است. چند سال پیش، بهزاد نبوی در گفت وگو با ایسنا، به دیدار خود از یکی از ستادهای انتخاباتی اصلاح طلبان در یکی از شهرستان ها اشاره کرده و گفته بود :« آنجا به دوستان ستاد گفتم برای ما بد است که عکس مرحوم مصدق باشد اما عکس امام در ستاد نباشد. پیداست یک تغییراتی در ما پیش آمده است!»

متاسفانه شخص خاتمی هم با عدم شناخت صحیح از مصدق، در «نامه‌اي براي فردا» مصدق را فردي آزادي‌خواه و انديشه ورز ،... وسياستمداري آگاه و دلسوز ناميد!

در این زمینه نکات قابل تاملی وجود دارد:

اسلام خاتمی و مصدق:

اگر چه خاتمی، با دفاع از نظریه مترقی "مردم سالاری دینی"تلقی خود را از اسلام، همان تلقی امام(ره) و رهبر معظم انقلاب(حفظه الله) وانمود می کرد، ولی گذر سالها توطئه و ریاکارانه بودن آن را آشکار کرد.(5)

در کتاب «مصدق، نفت و ناسیونالیسم ایرانی»که توسط هواداران نهضت ملی جمع آوری شده، در این باره آمده است:«مصدق،یک اصلاحگرای غیر مذهبی بود که در رساله دکترای خود از این نظریه دفاع کرده بود که عقل باید بر سایر منابع رجحان داده شود!!!»(6)

امام(ره) در 25/3/1360 در جمع اقشار مختلف مردم فرمودند: «يك گروهي كه از اولش باطل بودند، من از آن ريشه‌هايش مي‌دانم. يك گروهي كه با اسلام و روحانيت اسلام سرسخت مخالف بودند، از اولش هم مخالف بودند، اولش هم وقتي كه مرحوم آيت ا... كاشاني ديد كه اين‌ها خلاف دارند مي‌كنند وصحبت كرد، اين‌ها كاري كردند كه يك سگي را نزديك مجلس عينك به آن زدند، اسمش را آيت ا... گذاشته بودند. اين در زمان آن بود كه اين‌ها فخر مي‌كنند به وجود او، او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل يكي از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگي را عينك زدند و به اسم آيت ا... توي خيابان‌ها مي‌گردانند. من به آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست، اين سيلي خواهد خورد و طولي نكشيد كه سيلي را خورد و اگر مانده بود، سيلي را بر اسلام مي‌زد.»(7)

خاتمی در نطق هایی که به عنوان رییس جمهور مطرح می کرد، حفظ آزادی و جامعه مدنی را فقط با تکیه بر روحانیت امکان پذیر می دانست اما نیمه پنهان ماجرا سالها بعد آشکار شد.

عبدالکریم سروش در مصاحبه با نشریه «اکسپرس» گفت از «محمد خاتمی» خواسته که اجازه دهد در دانشگاه ها و مطبوعات مبانی مسلّم دینی نقد و در صورت لزو م طرد شود تا بتوان «جامعه مدنی» را مستقر کرد.(8)

این امر متاسفانه آن روزها در حال انجام بود. روزنامه نشاط، فرهنگ شهادت را خشونت آفرین خواند و مجله کیان ارتداد را حق طبیعی هر فرد دانست.اکبر گنجی هم تلوبحا شهادت امام حسین را نتیجه خشونت های پیامبر دانست.(9)

وی در دانشگاه تهران و در سالگرد دوم خرداد نیز می گوید:«اگر دين در برابر آزادي قرار بگيرد، اين دين است كه بايد محدود شود نه آزادي»

26دی 1386، خاتمی در مصاحبه با روزنامه «ال پائیس» مدل «حکومت دموکراتیک دینی» را به جای جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد کرد.این در حالی بود که خاتمی در ایامی که در ماراتن های انتخاباتی شرکت داشت، از نظریه جمهوری اسلامی و مردم سالاری دینی دفاع می کرد.

ایستادن اصلاح طلبان در مقابل دین اسلام، یکی از دلایلی بود که موجب به زباله دان تاریخ رفتن جبهه اصلاحات شد. این امر در پس سوم تیر 84 نیز قابل مشاهده بود. فارغ از اظهارات سخیف امثال آغاجری، عملکرد روزنامه های دوم خرداد نیز قابل توجه است. در آذر ماه سال گذشته روزنامه های دوم خردادی کارگزاران، سرمایه و ابتکار، همزمان با شهادت امام پنجم شیعیان حضرت امام محمدباقر(ع) از ذکر خبر و عرض تسلیت در این رابطه خودداری کردند.نکته قابل توجه آن جا بود که روزنامه سرمایه «درگذشت اسقف اعظم کلیسای ارتودوکس روسیه» را به عنوان یکی از اخبار مهم خود انتخاب کرد!



2-احترام به مردم و مشارکت عمومی

خاتمی، تنها آن زمان، میزان را رای ملت دانست که ملت او را بر گزیده بودند و اگر مردم به او و جبهه اصلاحات " نه" گفتند ، به دلیل شعارهای عوام فریبانه و پوپولیستی بوده است!!!

حبیب لاجوردی در کتاب « مصدق، نفت و ناسیونالیسم ایرانی» می نویسد:« مهمترین اشتباه مصدق،در ماههای آخر زمامداری او روی داد. مصدق درصدد برآمد تا برای خاتمه دادن به عمر مجلس هفدهم و روی کار آوردن مجلس هجدهم رفراندوم ترتیب دهد، شیوه برگزاری هم به دلیل جدا بودن صندوق های مخالفان و موافقان کاملا غیر دموکراتیک بود.»

امام(ره) در ديدار با برخي از خانواده‌هاي شهدا فرمودند: « بايد چشم‌ها را باز كنيم و اشخاص را مطالعه كنيم. اين صورتي كه مرا گاهي رنج مي‌داد، آن‌ها در صدد بودند رفراندوم كنند و يا رفراندوم قانون اساسي را تحريم كنند. سنخ رفراندوم‌هاي دكتر مصدق كه رفراندوم اين طور بوده، يك صندوق براي مخالف، يك دسته از اشرار بودند و جزء مخالفين يك الاغ را آورده بودند كه راي بيندازد. چنين رفراندومي را شكل دادند و قانون اساسي را امريكايي درست كردند. بعضي از اين روحانيون را بيش از بيست سال تجربه كردم، اين‌ها مي‌خواستند اين قشر را كنار بگذارند و يك قشري بياورند كه مسلمان باشد‌، ولي در نظرش امريكا باشد؛ ولي چون از شوروي مردم وحشت دارند، آن‌ها را كنار بگذارند و به طرف امريكا جذب بكنند.»(10)

محمد خاتمی هم بعد از حماسه بیست و دوم خرداد، در اظهاراتی سخیف و در یک فرافکنی مدعی شد که نظام، «کودتای مخملین علیه مردم» انجام داده است!

او هرگز به رای مردم احترام نگذاشت و در روز 25 خرداد 1388، در بیانیه «پانزده خطی» خود، «هفت بار» واژه های تظاهرات و اعتراضات مدنی را تکرار کرد. مجمع تحت امر خاتمی نیز در روز پس از انتخابات طی بیانیه ای، از ملت به خاطر عدم صیانت از آرای ملت عذر خواهی کرد!!! البته آنها توضیح نداند که با وجود 40 هزار ناظر چگونه 11 میلیون آراء جابه جا شده است و یا اساسا چه مدارکی دال بر ادعای مضحک خود دارند؟ او هرگز تا به این لحظه به آرای ملت احترام نگذاشته است. نکته جالب آن جاست که وی همانند مصدق خواستار رفراندوم برای مشروعیت دولت شده است و شرایطی که وضع می کند نشان از عدم توجه او به قانون اساسی ،به عنوان میثاق ملی دارد.

خاتمی در روزهایی که بنی صدر خواستار همه پرسی شده بود، از آن به عنوان یک مسئله غیرقانونی یاد کرده بود.



--------------------------------------------------------------------------------

1. طیف رادیکال علامه که از دوران خاتمی غیر قانونی اعلام شدند و در زمان آقای احمدی نژاد این حکم به دلیل ساختارشکنی ،این طیف در مورد فلسطین ابلاغ شد.

2. کیهان 16 مرداد 79

3. فصلنامه فرهنگ پویا، شماره 11، بهار 1388

4. روزنامه نشاط روزنامه‌ای اصلاح طلب بود که در سال1377 و پس از توقیف روزنامه‌های جامعه و توس به مدیریت لطیف صفری و سردبیری ماشاالله شمس‌الواعظین منتشر گردید و پس از چندی توقیف و مدیر روزنامه بازداشت شد. روزنامه نشاط در آن زمان علنا تمایلات خود را نسبت به نهضت آزادی نشان می داد

5. شهید مطهری در این مورد می نویسد:«من اعلام مي کنم که در جمهوري اسلامي، هيچ محدوديتي براي افکار وجود ندارد. از به اصطلاح، کاناليزه کردن انديشه ها، خبر و اثر نخواهد بود. همه بايد آزاد باشند که حاصل انديشه ها و تفکرات اصيلشان را عرضه کنند. البته تذکر مي دهم که اين امر سواي توطئه و رياکاري است. توطئه ممنوع است اما عرضه انديشه هاي اصيل; آزاد.» ( پيرامون انقلاب اسلامي، انتشارات صدرا، ص11)

6. مقاله فخر الدین عظیمی ص 98

7. صحيفه نور، ج،12 ص.15

8. رساله چگونه پروژه «جامعه مدنی» به «مبارزه مدنی» تبدیل شد؟

9. عبدالکریم سروش، روزنامه نشاط، 12/3/78 : فرهنگ شهادت خشونت آفرین است، اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می¬شوداکبر گنجی، صبح امروز، 23/2/78: پیامبر در بدر و حنین و ... شمشیر زد ... اما آیا جنگهای جبهه حق علیه باطل پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟... خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت میوه¬هایی جز خشونت به بار نمی¬آورد. هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می¬داند، ،دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی بر آید.

10. صحيفه نور، ج ،15 صص 7

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/29ساعت 17:44  توسط منتظِرظهور  | 

مردودین امروز نخبگان دیروز

تاریخ بشرهمواره پرازکسانی است که متناسب باشرایط زمانی  تغییر هویت  می دهند البته این تغییرات دودسته اند :قرآن می فرماید (الله وَلیًُّ الذَّینءَامَنُوا یُخِرجُهُم ِمنَّ الَظَلمٰت اِلی النُّور وَالذَّینَ کَفَروا اَولیاؤُهُم الطَّٰغُوتُ یُخرِجُونَهُم مِّن النُّورِ اِلی الظُّلُمٰت اُولئکَ اَصحٰبُ النّارِ هُم فیها خَٰلِدُون )  257-بقره

 

"خدا یار اهل ایمان است آنانرا ازتاریکیهای جهان بیرون آورد وبه عالم نور برد وآنان را که راه کفر گزیدند. یار ایشان شیطان است. آنها را از عالم نور به تاریکی های گمراهی درافکنند این گروه اهل دوزخ ودرآن مخلد خواهند بود."

          دسته اول :کسانی که اهل ایمان هستند وخداوند آنها رااز تاریکیها به نور می رساند .وبه خوبی نمایان است که این افراد در ایمان خود ثابت قدم خواهند بود ودربرابر مشکلات دنیوی هرگزبه عقب برنمی گردند.

اینان  در آزمایش الهی پیروز وموفق شدند این را به خوبی می دانند که هابیلیلان تاریخ همیشه در شرایط سخت خود را پیدا می کنند وبا ایثار وگذشت وشهادت  به علم وآگاهی وایمان  می رسندپس هرگز از صراط المسقیم کناره نخواهند گرفت چون خوب راه را می شناسند وهرروز 10مرتبه درنمازشان، این نوررا از خدا می خواهند که مبادا حق وباطل را گم کنند وخداوند نیز آنهارا از تاریکی به نور هدایت می کند .این دسته مصداق سخنان  ولی امر مسلمین هستند که به آنها می فرمایند: 

 

"قبل از دوران مهدى موعود، آسايش و راحت‌طلبى و عافيت نيست. ...قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدان‌هاى مجاهدت، انسان‌هاى پاك امتحان مى‌شوند؛ در كوره‌هاى آزمايش وارد مى‌شوند و سربلند بيرون مى‌آيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزديكتر مى‌شود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمه‌ى شعبان، روز عيد بزرگ است. "
(سخنرانى در اجتماع بزرگ مردم قم، در سالروز ميلاد حضرت مهدى (عج) 70/11/30)

             دسته دوم :کسانی که راه کفر می روند واز طاغوت وشیطان پیروی می کنند .خداوند آنان را از نور به تاریکی رهنمون می کندودر دوزخ جاودان خواهند ماند.

قرآن این دو گروه را مثال می زند تاانسانها بداننددر هر شرایطی امتحان می شوندو مورد آزمایش قرار می گیرند واگر هشیار نباشند وبه فتنه های دنیا آلوده شوند  .بی تردید در گروه دوم قرار می گیرند.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی نیز در سخنان گهر بارشان درتاریخ 14/5/88 به این دو دسته اشاره کرده می فرمایند:

حضور عظيم مردم، يك امتحان عظيمى بود كه آنها را سرافراز كرد. بسيارى از آحاد مردم، از جريانهاى سياسى، طبق وظيفه‏شان عمل كردند. بعضى از خواص هم البته مردود شدند. اين انتخابات بعضى‏ها را مردود كرد.

 

همه می دانند که چه کسانی مردود شدند .افرادی که شاید خود را به منزله نظام جمهوری اسلامی می بینند ومی پندارند آنچه اسلام به ایران داده است از وجود آنها ست واگر آنها نباشند اسلامیت وجمهوریت نظام نابود شده است.

با همین نگرش است که بیانیه پشت بیانیه می دهند،نامه سرگشاده وسربسته می دهند ،هیاهو ودادوفغان می کنند ،مظلوم نمایی کرده وخود را صاحب ایران وانقلاب ومردم  می نامند ونعوذ بالله خود را امام  آخر زمان معرفی می کنند ومشروعیت کون ومکان را با تنفیذ حکم  خودشان  قابل استناد واجرا می دانندوگرنه بدون حکم انتصاب وتنفیذعالیجنابان هیچ نهاد وقانونی در ایران نه بلکه در تمام هستی، دارای مشروعیت نیست.

کسانی که نماز می خوانند ولی  در نمازشان به معنی (غیرالمغضوب علیهم والضالین) اعتقادقلبی ندارند والان که در صراط ضالین قرار گرفته اند نمی توانند راه حق وحقیقت را ببینند.

نخبگانی که در جهل وحسدوخود پرستی وزراندوزی  نخبه هستند وچه زود در سرازیری سقوط از جاده انسانیت قرار گرفتند.جای بسی تاسف است !!!! که مردودین امروز نخبگان دیروز اند.

در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)به تاریخ ۱۵/۵/۸۸مقاله ای با عنوان سید محمد خاتمی علیه سید محمد خاتمی نوشته شده که بسیار پند دهنده وعبرت آموز است.بخوانید وبخندید سید محمد خاتمی(کد خبر۶۲۱۳۷۸)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/15ساعت 14:18  توسط منتظِرظهور  | 

نماز جمعه تهران

آقای هاشمی درخطبه های نماز جمعه باجناحی تحلیل کردن مسائل روز کشور وهمچنین حمایت بیدریغ از جبهه اصلاحات وآشوبگران باعث آزردگی بسیاری از مردم که منتظر بودند تا والسلام هاشمی را در پایان سخنان رهبری (حتی دیر هنگام )ببینندشد.فقط می توان گفت که وابستگی به حزب وحزب گرایی مجال آزاداندیشی را از آدمی می گیرد.

بصيرت:  حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان طي يادداشتي با عنوان "نماز جمعه ديروز و ... " در شماره امروز شنبه 27 تير به بررسي خطبه‌هاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه روز گذشته تهران پرداخته است كه به شرح ذيل است:

1-... "هاشمي رفسنجاني در نمازجمعه تهران هيچ سخني كه مانع از تجمع هواداران موسوي و اقدامات آنها شود بر زبان نياورد... او مي خواهد همچنان از هر فرصتي كه پيدا مي كند براي به چالش كشيدن نتايج انتخابات استفاده كند "... "هاشمي گفت مردم به نظام اعتماد ندارند "... "هاشمي رفسنجاني گفت بايد ترديدها در مورد انتخابات رفع شود "... "اين اولين بار بود كه يك مقام عالي رتبه ايران از بحران سخن مي گفت " و... مطالب فوق بخشي از انبوه گزارش ها و خبرهايي بود كه خبرگزاري هاي خارجي بلافاصله بعد از سخنان ديروز آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نمازجمعه تهران، با ذوق زدگي براي رسانه هاي خبري خود در آمريكا، اروپا و برخي از كشورهاي منطقه مخابره كردند و رسانه هاي مورد اشاره نيز با استناد به آن به سياه نمايي گسترده اي عليه جمهوري اسلامي ايران دست زدند!

گفتني است آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي ديروز نمازجمعه تهران تاكيد كرده بودند نبايد كاري كرد كه باعث سوءاستفاده دشمنان اسلام و انقلاب شود!

2-نمازجمعه ديروز تهران همانگونه كه انتظار مي‌رفت و كيهان نيز در يادداشت روز پنج‌شنبه، از صورت بندي كلي آن خبر داده و برخي از صحنه هاي آن را پيش بيني كرده بود، برگزار شد. در نمازجمعه ديروز تهران علاوه بر جمعيت انبوه مردم مومن و انقلابي كه همه هفته در اين مراسم سياسي-عبادي شركت مي كنند، جمعيت چندهزار نفره ديگري نيز حضور داشتند كه براساس اخبار موثق و گزارش هاي مستند شماري از آنان از نقاط مختلف استان تهران و برخي از استان هاي همجوار به تهران آورده شده بودند. جماعت ياد شده سه ويژگي مشترك داشتند كه به وضوح از هماهنگي قبلي آنها حكايت مي كرد؛ اول آن كه تقريباً هيچكدام از آنها در نماز شركت نكردند و از ميان چند نفري كه به نماز ايستادند، برخي با كفش نماز خواندند! و برخي ديگر... بگذريم!... دوم اين كه هرجا آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز سخني عليه انتخابات اخير بر زبان مي آورد- كه نمونه هاي آن فراوان بود- جماعت مورد اشاره با شعارهاي "هاشمي ، هاشمي حمايتت مي كنيم " و گاه نيز با سوت و كف از اظهارات ايشان استقبال مي كردند و در تمامي اين موارد، نمازگزاران با حفظ متانت به آنان بي اعتنايي مي كردند و صرفاً با شعارهاي "ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند "، "خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست " و تكبيرهاي بلند، مخالفت خود را با آشوبگران ابراز داشته و بر هويت اسلامي، انقلابي خويش تاكيد مي ورزيدند و در چند مورد نيز نمازگزاران با سر دادن شعار مرگ بر اسرائيل و مرگ بر آمريكا، هوشياري و شناخت دقيق خود از كانون اصلي توطئه را به رخ غائله آفرينان كشيدند، انگار مي خواستند از يكسو به عاملان و برنامه ريزان داخلي توطئه نشان بدهند كه نمازگزاران مومن و انقلابي از هويت واقعي آنها خبر دارند و از سوي ديگر به شماري از آشوبگران كه به ترفند عوامل پشت صحنه فريفته شده بودند، هشدار دهند كه آلت دست عوامل بيروني و دنباله هاي داخلي آنها نباشند.

آقاي هاشمي رفسنجاني در آغاز خطبه اول، از كساني كه درون محوطه دانشگاه و يا بيرون از آن به سر دادن شعارهاي هنجارشكن مشغول بودند، خواست، حرمت و تقدس نمازجمعه را رعايت كنند ولي هيچيك از آنان به اين توصيه توجهي نكردند و نشان دادند كه هاشمي را براي اهداف سوء و منافع آنچناني عوامل پشت صحنه آشوب مي خواهند و ايشان را حتي براي خود او نيز نمي خواهند و البته جناب هاشمي رفسنجاني نيز، با سخنان خود كه در بسياري از موارد، ترجمه ديگري از همان شعارهاي هنجارشكن بود، زمينه هنجارشكني جماعت يادشده را فراهم مي كرد!

براي مردم شريف و پاكباخته ايران اسلامي كه نمازگزاران جمعه نمادي از آنها هستند، بسيار تلخ و ناگوار بوده و خواهد بود كه آقاي هاشمي رفسنجاني را با توجه به سوابق انقلابي -به قول خود ايشان 60ساله- در جايگاهي ببينند كه حامياني آنگونه داشته باشند و در سوي ديگر مردم مومن و انقلابي اينگونه از سخنان ايشان انگشت تأسف به دندان بگيرند!

3- آقاي هاشمي رفسنجاني اگرچه به عنوان يك سياستمدار هوشمند شناخته مي شوند ولي متاسفانه و با عرض پوزش در خطبه هاي ديروز نمازجمعه ايشان برخلاف انتظار، از اين ويژگي آقاي رفسنجاني نشانه چنداني ديده نمي شد! ايشان تقريباً هرجا سخن از انتخابات اخير بر زبان آوردند، همان ادعاهاي بي دليل و غيرمنطقي كساني را تكرار كردند كه نه فقط هيچ نشانه، شاهد، قرينه و سندي براي اثبات آن ندارند، بلكه به شدت از هرگونه بحث منطقي و مستند فرار مي كنند و به هيچيك از درخواست ها و دعوت هاي رسمي مراكز مسئول براي ارائه دلايل و اسناد خود مبني بر تقلب در انتخابات پاسخ نداده و نمي دهند. چرا؟!... پاسخ روشن است، چون دليل و سندي ندارند و از اين روي نمي توانند بيرون از دايره "ادعا " قدمي بردارند.

4- جناب هاشمي رفسنجاني در آغاز سخن به ضرورت قانونگرايي اشاره كرده و تاكيد كردند "همه بايد در چارچوب قانون حركت كنيم. اگر از قانون تجاوز كنيم ديگر هيچ مرزي نداريم. بايد با قانون مسائلمان را حل كنيم، اگر كساني با بعضي از قوانين دل خوشي ندارند بايد سعي كنند اين قوانين اصلاح شود و هر وقت لازم است اين اشكالات روزي حل شود، اما چارچوبمان را قانون قرار دهيم ".

بخش فوق از اظهارات آقاي هاشمي كه در آغاز خطبه ها مطرح شد، اين اميدواري و تلقي را پديد آورد كه ايشان قصد دارند، قانون شكنان را مورد ملامت قرار داده و اقدامات غيرقانوني و آشوبگرانه آنها بعد از انتخابات را محكوم كنند. اما اين اميدواري دوام چنداني نياورد و جناب هاشمي در ادامه سخنان خويش نه فقط به آنچه خود گفته بود وفادار نماند، بلكه آشكارا از قانون شكنان حمايت كرد. و حال آن كه مطابق نظر اوليه خود بايستي از مدعيان تقلب در انتخابات براي پي گيري ادعاي خويش از راههاي قانوني دعوت مي كردند، كه متأسفانه نكردند! بايستي آشوب هاي خياباني كه به صورت غيرقانوني انجام گرفته و قتل و جرح مردم بي گناه، غارت اموال آنان، آتش زدن اماكن و اموال عمومي را در پي داشت، محكوم مي كردند، كه نكردند! بلكه به طور تلويحي- اگر نگوئيم به صراحت- از آنهمه قانون شكني حمايت نيز كردند و در عين حال تاكيد فرمودند كه هرگز از تريبون نمازجمعه به نفع هيچ جناحي استفاده نمي كنند! كه بايد گفت؛ اولا؛ اظهارات ايشان جانبداري آشكار از يك جريان سياسي خاص بود، آنهم يك جريان سياسي كه اين روزها نشان داده است كمترين پايبندي به قانون ندارد... آيا اين همه تأسف آور نيست؟! و آيا قوانين ديگري غير از قانون اساسي و قوانين جاري جمهوري اسلامي ايران، موردنظر و منظور جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بوده است؟!

5-ايشان به چند نمونه تاريخي از دوران رسول خدا(ص) ،حضرت امير(ع) و امام راحل(ره) و ميزان اهميت آن بزرگواران به مردم و جايگاه ملت در نظام اسلامي اشاره كردند كه سخني بر حق بوده و هست، اما مقايسه ايشان ميان آن نمونه ها و شرايط كنوني، متاسفانه "قياس مع الفارق " بود! و بايد متواضعانه از ايشان پرسيد، مگر در نگاه آقاي هاشمي مردم ايران، مردم نيستند؟! و مگر مطابق آنچه از رسول خدا(ص) و حضرت امير(ع) و امام بزرگوار نقل فرموديد، نبايد حق آنان را محترم دانست؟ بنابراين چرا انتخاب قانوني مردم را برنمي تابيد؟ و حق مسلم 40 ميليون رأي دهنده را ناديده مي انگاريد؟! به يقين 13 ميليون نفري كه به احمدي نژاد رأي نداده اند بر خلاف برخي از مدعيان، قانون شكن نبوده و نيستند. آنان نيز مانند 25 ميليون نفر ديگري كه به احمدي نژاد رأي داده اند، به هنگام حضور در پاي صندوق هاي رأي نتيجه انتخابات را هرچه باشد، پذيرفته بودند، اگرچه طرفداران هر يك از نامزدها ترجيح مي دادند كه نامزد مورد نظر خودشان به رياست جمهوري انتخاب شود. هميشه همين بوده است و اساساً انتخابات غير از اين مفهوم و معنايي ندارد. مي فرمائيد در انتخابات تقلب شده؟ خب! چرا براي ادعاي خود هيچ دليل و سند و حتي شاهد و قرينه اي ارائه نمي دهيد؟ مگر نه اينكه در تمامي نظام هاي حقوقي جهان و از جمله نظام حقوقي اسلام "البينه علي المدعي- آنكس كه ادعايي دارد بايد دليل ارائه كند "؟ و مگر نه اين كه در قوانين جمهوري اسلامي ايران براي اينگونه ادعاها راه حل قانوني در نظر گرفته شده است؟ بنابراين چرا به راه قانون نمي رويد؟ لطفاً و با عرض پوزش، بفرمائيد كدام قانون را قبول داريد؟

آقاي هاشمي مي فرمايند جمع زيادي از مردم، در مورد انتخابات ترديد دارند! ولي نمي فرمايند، چرا؟! و به چه دليل؟! قاطبه مردم اگر ترديدي داشته باشند درباره ريشه و پشت صحنه آشوبگران است.

6-خطيب محترم نمازجمعه ديروز از شوراي نگهبان گلايه كردند كه چرا از فرصت اضافي 5روزه آنگونه كه بايد استفاده نكرده اند! ولي به اين نكته بديهي و خبر موثق بارها اعلام شده اشاره نكردند كه شوراي نگهبان از تمامي نامزدها دعوت كرد تا براي حضور و نظارت بر بازشماري10درصد صندوق هاي رأي سراسر كشور نمايندگاني بفرستند و دو تن از آنها برخلاف قول و تعهدي كه داده بودند از اعزام نمايندگان خويش خودداري ورزيدند. اين اقدام آنان غير از آن كه نشانه خالي بودن دست آنها از دليل و سند و زمينه سازي براي تكرار ادعاي تقلب باشد، چه مفهوم ديگري دارد؟!

7-آقاي هاشمي شرايط كنوني را "بحران " ناميدند و خبرگزاري هاي غربي از جمله شبكه تلويزيوني "فرانس24 " بلافاصله با ذوق زدگي اعلام كرد "اين اولين بار است كه يك مقام عالي رتبه ايران از بحران سخن مي گويد "! به يقين جناب هاشمي رفسنجاني از تعريف "بحران " باخبرند و مي دانند كه بين سه واژه "بحران "، "بحران نمايي " و "فتنه " تفاوت هاي فراواني هست و "فتنه " كه از ويژگي هاي آن غبارآلود كردن صحنه است، بامسما ترين واژه براي توصيف شرايط كنوني است و صدالبته به قول حضرت امير عليه السلام وقتي غبارهاي فتنه فرو مي نشيند- كه خوشبختانه در مقياس وسيعي فرو نشسته است- حق و باطل از نظرها پنهان نمي ماند و فتنه انگيزان ديگر نمي توانند در پرده بمانند.

بحراني اگر هست در ميان كساني است كه براي رياست جمهوري آينده نقشه ها كشيده بودند و حضور گسترده مردم، آرزوهاي آنان را بر باد داده است و از جناب آقاي هاشمي رفسنجاني تعجب آور و جاي گلايه است كه چرا بحران در ميان كساني را كه به ايشان نيز كمترين ارادتي ندارند، "بحران " در جامعه اسلامي ايران مي نامند؟!

راستي! آيا جناب هاشمي متوجه نشدند كه چرا نمازگزاران تحليل و تفسيرهاي ايشان را با شعار "ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند " پاسخ مي دادند؟! اين نكته عبرت انگيز است. نيست؟!

و بالاخره اميد آن كه آقاي هاشمي رفسنجاني، به اين واقعيت توجه فرمايند كه ماجراي امروز، ماجراي درگيري و رقابت دو جناح نيست، بلكه دشمنان بيروني و برخي از دنباله هاي داخلي آنان، نظام اسلامي و انقلاب و امام را نشانه رفته اند. بنابراين، انتظار آن است كه آقاي هاشمي رفسنجاني به دشمنان تابلودار امام، ايران اسلامي و انقلاب فرصت سوءاستفاده ندهند، انشاءالله
.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/29ساعت 1:2  توسط منتظِرظهور  | 

تئاتری به نام نماز جمعه

رنگ سبزی که درروزجمعه خون به دل امام عصر عجل الله کرد

نماز جمعه این هفته تهران که متشکل از طیفهای مختلف مردم با عقاید مذهبی –سیاسی گوناگون بود.افرادی که به دانشگاه آمده بودند تا حرفهای خود را با رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بگویند . البته طیف منافقانه آن که در خیابانهای اطراف دانشگاه تهران تجمع کرده بودند آدمی را به یاد روز های نخستین انقلاب وشعارهای  منافقین که  نمایشی از بی قانونی ،همراهی با استکبار جهانی ،سنت شکنی ،اسلام ستیزی وجنگ با ولایت فقیه و.....بود می انداخت .من دیدم افرادی را که نه برای نماز بلکه برای آشوبگری آمده بودند.شعارهایی را که شب قبل صدای آمریکا وبی بی سی برایشان طراحی کرده بود تکرار می کردند.جالبتر اینکه این افراد بیشترشان حتی یکبار هم به نماز جمعه نیامده بودند ونمی دانستند نماز جمعه خوردنی است یا پوشیدنی .

من دیدم افرادی را که می پرسیدند چگونه نماز جمعه بخوانیم .پیر مردهایی را دیدم که شکمهایشان مانند مشکه آویزان بود(شکم گنده حکایت بی دردی و بی بندوباریشان است ) به همراه چند جوان از همین قماش دائم ازسر خیابان می رفتند ته خیابان ونعره الله اکبر ویا حسین چندش آوری سر می دادند که این صحنه ها تکرارنمایش ناکثین در  جنگ جمل ومارقین در نهروان وقاسطین درجنگ صفین بود.به واقع دیدم طلحه ها ،زبیرها ،شمرها وابن ملجم ها در مقابل علی صف آرایی کرده اند .

من دیدم در خطبه ها آیت الله هاشمی به آنها تذکر می دهد وازآنها می خواهد که فتنه ها را ببینند ولی انگار بر چشمها وگوشهایشان مهر زده باشند (صمُ بکمُ عمیُ فهم لایعقلون)نمی فهمیدند.من مصداقهای این آیه قران را دیدم.

جالب اینکه در شعار( الله اکبر )شان که فقط نعرهایی از سر باد شکم بود وشعاری ابتر وناقص بود.نمی فهمیدند که شعار( الله اکبر-خمینی رهبر-مرگ بر آمریکا ومرگ برمنافق) دشمن شکن مردم مسلمان ایران دارای دو بعد تولی وتبری بود وهست. اما شعار آمریکایی( الله اکبر) آنان کاملا تهی از این نقاط قوت است.چون این شعار انقلابی که ما در سال 57 سر می دادیم نشان تولی مان بود، نعره سیر ی نبود. بلکه فریاد آزادی خواهی واسلام طلبی مان بود تولی وتبری با هم هستند که کار سازند. الله اکبر خامنه ای رهبر تولی است ومرگ بر آمریکا ومرگ برمنافق تبری است .این شعار دشمن شکن است وآمریکا را به زانو درآورده است.

وشعار دیگرشان که( یا حسین) آمریکایی است همراه با طناب وقلاده وکفش وکلاه و...به رنگ سبزاست آنقدر تهی از معنویت است که حتی به گردن سگهایشان قلاده سبز می بندند وزنهایشان با کشف حجاب، بلوزوموهای سبزشان به همه نشان می دهندتا ثابت کنند که از قماش مریم رجوی، بنی صدر وفرح پهلوی وقطب زاده وشریعتمداری و...هستند.انگار نمی فهمند که هرعلف هرزی وهرسبزیی که بر روی پِِهِن ومزبله  روییده است نمی تواندبا سبزی ولایت وامامت که برروی اقیانوس اسلام ناب محمدی(ص)جان گرفته وشالوده اصلی آن اخلاق نیکوی رسول الله ،اخلاص و زهد  علی ولی الله،عقیده وجهاد ثارالله ،عشق وانتظارولی عصرعجل الله است، برابری کند وما می بینیم ،اکنون، همه این سیادت را، در سیره ومنش آیت العظمی خامنه ای ،آیت الله سید حسن نصر الله ،آیت الله سیستانی،ویاران پاکشان از تبار مردان مرد،که ازنعره های کرکننده دشمنان نمی هراسندوذکر(یا حسین ثارالله )را  با ایمان واعتقاد به شأن والای مادر سادات برقلب خود نوشته اند.

من دیدم که یا حسین گویان نماز جمعه 26 تیر،( مانند عمروعاص که در جنگ صفین خدعه کرد و قرآن بر سر نیزها نمود وبرخی یاران جاهل ونادان علی (ع) را فریب داد تا جائیکه گفتند ما با قرآن نمی جنگیم وعلی ندا در داد قرآن ناطق منم ،فریب نخوریداما نفهمیدند)،عمروعاص های زمان ما نیز یا حسین می گفتند ودر سالروزشهادت فرزند پاک حسین(ع)، امام کاظم(ع) دست می زدند ومی رقصیدند وخود را سبز مالی می کردندوزنان ومردانشان در آغوش هم می لولیدند نمی شنیدند ،ندای علی زمان را که ازسر اخلاص وایثاروبا نگاه پر مهر خود  می گفت:" مادرم زهرا(س)است،سیدواقعی زمان منم ،قافله سالار عشق وایمان منم ،جانشین امام عصر عجل الله منم،ولایت مطلقه فقیه منم "ودرخطبه های  نماز جمعه دشمن شکنش فرمود: ازشما می خواهم برادران وخواهرانم !با وحدت خوداسلام را یاری کنیدو دستهای گرگهای کمین کرده را ببینیدمبادا فریب این گرگها را بخوریدکه هلاک شما حتمی خواهد بود"

اما آنانی که مصداق این آیه (صُمٌ بُکمٌ فَهُم لایشعرون)شده اند چگونه می توانند نجات پیدا کنند؟آنانی که سرسپرده دشمن خونی خود شده اندوتمام دروغگوییهای آمریکا وانگیس را حقیقت می پندارند وحقایق صدا وسیما وطنشان را دروغ می انگارند چطور باید به راه حق هدایت شوند ؟اینها که حق وباطل را گم کرده اند وخودی وغیر خودی را تشخیص نمی دهند،واکنون در خط شیطان قرار گرفته اند ولایشعرون هستند، چگونه امام زمانشان را بشناسند اصلا نمی فهمند در چه قرن وچه زمانی زندگی می کنند؟بندگان خدا فکر کرده اند اصحاب کهف اند و30سال در خواب غفلت بوده اند واکنون بیدار شده اند که انقلابی برپا کنند.سالهای گذشته در پای ماهوارهای انگلیس وآمریکا خوابشان برده وامروز پس از30 سال می خواهند خود را در انقلاب 57 ایران اسلامی شریک کنند برای همین هم تمام شعارهایشان ناقص ،هدفشان بیهوده،وانقلابشان آمریکایی از نوع مهندسی شدۀ فوکویاما است.

یکی از شعارهای مهندسی شده آمریکایی این افراد ،مرگ بر دیکتاتور بود که کاملش می شود،" مرگ بر دیکتاتور قانون شکن".چون عبور از خط قرمز قانون همان دیکتاتوری است وسرکرد گان این افراد به زور می خواهند به آن دست یابند.

شعار دیگرشان ،هاشمی هاشمی سکوت کنی خائنی،البته این شعار هم نصفه ونیمه بود ولی هاشمی که سکوت نکرد جوابشان را داد چرا گوش نکردندوبه جای وحدت وتن دادن به قانون بازهم آشوب برپا کردند؟لایشعرون همینه دیگه.

سال 65 که "فوکویاما"طرح شیعه مهندسی شده رادر کنفرانش اورشلیم مطرح کرد همین افرادی که امروز در این طرح بازی خوردۀ اصلی هستند، در حال عیش ونوش وخوشگذرانی بودند وفرزندان واقعی این مرز وبوم در جبهه های حق علیه باطل جان می دادندوکربلا ایران را رقم می زدندتا به نهضت جهانی امام عصر (عج)پیوند دهند.

حالا پس از 25 سال که ایران اسلامی به یمن خون شهیدان واز خود گذشتگی فرزندان اسلام به افتخارات بزرگ جهانی وملی دست یافته وآماده جهش عظیم به قله های بالاتری شده، نهالی را که فوکویاما در شبکه های ماهواره ای مهندسی کرد، میوه داد،و این میوه( شیعه ساختگی) در صحنه انتخابات ایران رسیده شد وبادستان اصلاح طلبان آمریکایی چیده وپس از انتخابات در صحنه های اغتشاشات تیر ماه  ،هرشب درپشت بامهای منازلشان  وروز جمعه 26/4/88 در خیابانهای اطراف دانشگاه تهران به فروش رساندند.

کسانی را می شناسم که بی بند وبار ومشروب خورند،وهرشب تا صبح پای تعلیمات ماهواره ای دشمنان می نشینند ودارای خانواده بسیار لامذهب وبی قیدی هستند،صبح جمعه 26تیر به دانشگاه آمدند جایی که به قول خودشان در طول عمر 60ساله شان یکبار هم از آنجا عبور نکرده بودند،آمدند که یکباربرای تمام عمرشان ، نماز بخوانند البته، این کاررا هم نکردند.اینجابود که نشان داد، شیعیان مهندسی شده فوکویاما بهترین نوع  صهیونیست مسیحی اسلامی هستند که تاکنون در تمام دنیا ساخته شده اند.کسانی که دشمن را به جای دوست ودوست را جای دشمن نشانده اند..وپوستین  اسلام را کاملا وارونه پوشیده اند

امیدوارم این افراد اگر قابل هدایتند خداوند هدایتشان کند واگر قابل هدایت نیستند ، نابودشان نماید.امام زمان، حجت ابن الحسن،مولای ما:عجل علی ظهورک

آقا بیا واین خطهای شیطانی که پدید آمده اند وباعث پراکنندگی امت اسلام شده اند را از صفحه روزگار پاک کن با دست مبارک خود شهد گواری اسلام ناب را برما مستضعفین زمین بنوشان .

یا مهدی ادرکنی 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/27ساعت 19:12  توسط منتظِرظهور  | 

کافر همه را به کیش خود پندارد

قسمت اول

پاسخی به نظرات بی پایه اساس کمیته (صیانت از آرای) آمریکایی –اسرائیلی

متاسفانه مشاوران جناب موسوی افرادی دروغگو وآشوبگرند که با دادن اخبار واطلاعات غلط  ایشان را در توهم رسیدن به مقام ریاست جمهوری فرو برده انداکنون هم این مشاوران که اکثرا از مافیای قدرت وثروت وضد انقلابیون فراری وجاسوسان آمریکا وانگلیس هستند ایشان راهرچه بیشتر به سوی پرتگاه سقوط از کرامت انسانی وعدالت سوق می دهند .

ویل لکل همزه لمزه

آنچه دراینجا می خوانید قسمتی از اطلاعیه کمیته صیانت از آرای آمریکایی است

تبليغات غيرقانوني با استفاده از منابع و امكانات دولتي و عمومي

1* به موجب ماده (68) قانون انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران: «انجام هر گونه فعاليت تبليغاتي از تاريخ اعلام رسمي اسامي نامزدها له يا عليه نامزدهاي رياست جمهوري از ميز خطابه نماز جمعه و يا هر وسيله ديگري كه جنبه رسمي و دولتي دارد و فعاليت كارمندان در ساعات اداري و همچنين استفاده از وسايل و ساير امكانات وزارتخانه‌ها و ادارات، شركت‌هاي دولتي و موسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتي كه از بودجه عمومي (به هر مقدار) استفاده مي‌كنند و همچنين در اختيار گذاشتن وسايل و امكانات مزبور ممنوع بوده و مرتكب، مجرم شناخته مي‌شود.» همچنين «ادارات و سازمان‌ها و ارگان‌هاي دولتي و نهادها و اعضاي آنها با ذكر سمت خود حق ندارند له و عليه هيچ يك از نامزدهاي انتخاباتي اعلاميه، اطلاعيه و پلاكارد بدهند«

2* متأسفانه در اين انتخابات شاهد نقض صريح، گسترده و جسورانه ماده (68) قانون انتخابات و استفاده وسيع از امكانات دولتي و منابع عمومي و مداخله آشكار تعداد زيادي از اعضاي دولت، مديران ارشد، استانداران و مديران اجرايي به نفع نامزد حاكم بوديم.

جواب:کافر همه را به کیش خود پندارد !آقای موسوی  چون شما وفرماندهان پشت صحنه آشوبها وآقازاده ها وتمام  امکانات مادی ومعنوی دانشگاه آزاد در تمام مدت در اختیار باند آشوبگر شما بودندشما در توهم پیروزی فکر اینجاش را نکردید مگه نه!.شمابا استفاده غیر قانونی از امکانات دانشگاهها وبانکها وادارات آموزش وپرورش خواستید منافع آمریکا را حفظ کنید که ملت شریف وبیدار ایران با مشت به دهانتان کوبید مگه نه!

3* در سفر آقاي احمدي‌نژاد به اروميه، تبريز، اردبيل و اصفهان از هواپيماي اختصاصي دولت استفاده شد.

جواب:آخه یکی نیست به آقای موسوی که 2ساله ُهیچ سمتی در حاکمیت نداره بگه: مگه بقیه رئیس جمهور ها در سفرهاشون با قاطر والاغ مسافرت میکنند که آقای احمدی نژاد  تخلف کرده وبا هواپیما سفر کرده ،چه حرفهای احمقانه ای مگه نه!

4*  بسيج كليه استانداران و فرمانداران و تشكيل جلسات متعدد در مراكز بخش‌ها و دهستان‌ها به عنوان رسيدگي به مشكلات و بيان عملكردها و تشويق روستائيان به رأي به آقاي احمدي‌نژاد از جمله سوء‌استفاده‌ها از ا ختيارات و امكانات دولتي به نفع كانديداي خاص بوده است.

جواب:آقای موسوی یادت رفته تا 4سال قبل ،نوکر آقای خاتمی ونمایندگان مجلس ششم وآقازادهها وقتی می خواستند به سفر تفریحی بروند از پول وامکانات بیت المال چپاول می کردند.حتی در ماجرای تحصن نمایندگان مجلس ششم 90میلیون تومان پول آجیل آقایان متحصن شد تا تیشه به ریشه نظام اسلامی بزنند.ویادر جلسات استخرپنجشنبه شبها ی هیات دولت اصلاحات، تمام امکانات مملکت جهت استفاده وخوشگذرانی جاسوسان بیگانه استفاده می شد تا کلیه اماکن هسته ای کشورمان را 2سال تعلیق کنند. شما هم از همان قماشید مگه نه!

5* تلاش گسترده بسياري از مقامات و مسؤلان دولتي با بهره‌گيري از امكانات عمومي به سود آقاي احمدي‌نژاد كه به طور علني و در منظر عموم انجام مي‌شد و سكوت مسؤلان نظارت در قبال آن شائبه اراده‌اي ناپيدا براي انتخاب مجدد آقاي احمدي‌نژاد را جدي‌تر مي‌نمود به طوري كه در محافل مردمي به فراواني شنيده مي‌شد كه همه تلاشي كه مردم مي‌كنند بي‌نتيجه است و تصميم از قبل گرفته شده و آقاي احمدي‌نژاد به عنوان فرد منتخب اعلام خواهد شد. اين موضوع با نقل مواردي منتسب به مقام معظم رهبري نيز تشديد مي‌گرديد كه البته خود در سخنراني تكذيب نمودند اما تلاش يكپارچه دولتي‌ها به عنوان سند درستي آن مورد استدلال قرار مي‌گرفت.

جواب:آقای موسوی!تلاش کدام مسئولین را می گویید ؟همانهایی که برای شما وباند شما تلاش می کردند(جاسبیُ خاندان ..شاهیان  ُبرخی ازاعضای مجمع تشخیص مصلحت و...)؟یا آنهایی که با زور وزر وتزویر دولتهای سازندگی واصلاحات را 8سال طول دادند ؟حالا که به احمدی نژاد رسید آسمان تپید! شاید منظور شما آنهاییکه با طرح سناریو ازقبل طراحی شده( فقط پیروزی موسوی وگرنه تقلب شده ) دنبال انقلاب مخملین بودند ودائم بر طبل پیروزی دروغین می کوبیدندولی موفق نشدند؟

آیا شما نمی دانستید که اگربا پرچم پوسیده اصلاحات وارد صحنه شوید شکست شما حتمی است؟خاتمی با 3تا سفر فهمید که پیروز میدان نیست(خصوصا درسفربه شهر شهید پرور بوشهرورفتار مردم آنجا) زود کنار رفت .شما چرا هنوز بیدار نشدید؟

6*حضور بسيج نيروهاي ادارات و آموزش و پرورش گاهي با حكم مأموريت و برخورداري از فوق‌العاده مأموريت براي شركت در مراسم استقبال از كانديداي خاص.

جواب:نمی دانم منظور شما از بسیج چیست ؟چرا مردم بیگناه را می کوبید ومی کشید؟بسیج همان مردمند،آهنگر ،کارگر،معلم ،دانش آموز ،دانشجو ،خانه دار ،جوان ، پیر و.... .بسیجیان همان شجره طیبه ای هستند که امام خمینی فرمودند :بسیج شجره طیبه ای است که مردان بزرگ برگلدسته های آن اذان شهادت ورشادت سر دادند. ....ومقام معظم رهبری فرمودند:حرکت بسیج یک حرکت خردمندانه ،منطقی ،استوار وکاملا حکیمانه است.پس حضور نیروهایی بااین تعاریف در مراسم های مورد ادعای شما حقانیت را اثبات می کند که چون بسیج به دنبال حق است از حق هم دفاع می کند" وبه قول امام (ره)هرجا جنگی میان حق وباطل باشد ما درآنجا حضور داریم واز حق دفاع می کنیم .

آقای موسوی !مطمئن باشید اگر راه شما هم حق بود این شجره طیبه خمینی کبیر که اکنون شما با آن دشمنید از شما حمایت می کرد.

7*افتتاح پروژه‌هاي عمراني در دوره مشخص شده براي فعاليت انتخاباتي و استفاده از اين اقدام جهت تبليغ نامزد حاكم.

عدم رعايت بيطرفي صدا و سيما و بكارگيري امكانات رسانه‌اي استفاده‌كننده از بودجه‌هاي عمومي و دولتي از موارد مهم نقض قانون در اين انتخابات بود.

جواب:آقای موسوی!ریاست جمهوری در راس قوه مجریه قرار دارد ووظیفه اش اجرای قوانین است شما انتظار دارید به خاطر برنده شدن شما در انتخابات ،دولت خدمتگزار کارهایش را تعطیل کند تا شما این انگ را به او نچسبانید.البته اگر کارهایش را هم تعطیل می کرد ومی نشست توخانه بازم شما رای نمی آوردید بروید گزارش خبرنگار اتریشی را بخوانید که در بهمن ماه گذشته انتشار یافت شاید از توهم بیرون بیایید.

 

8* جانبداري كامل روزنامه‌هاي كيهان، ايران، جوان و بسياري از نشريات دولتي و نيز خبرگزاري‌هاي دولتي مانند ايرانا، برنا، فارس، پانا و . . . از نامزد حاكم كه منجر به تذكر كتبي سازمان بازرسي كل كشور شد.

جواب:ای بابا !چی شده ؟جانبداری  39 شبکه ماهواریی وخبرگزاری خارجی ازباند شما وروزنامه های اعتماد ملی ،اعتماد،کلمه سبز ،اندیشه نو، سرمایه ،کارگزاران،و.....شبکه های ضد انقلاب وسلطنت طلب وچریکهای فدایی ،منافقین خلق وسایهای اینترنتی قلم وکلمه واراده مردم و...ازشما کم است می گوییداگر این سه تا روزنامه وچند برنامه تلویزونی هم تعطیل می شد شاید شما نمی توانستید رئیس جمهور شوید واین را خوب می دانیدکه خورشید را نمی توان با گل اندودکرد.

9* استفاده از صدا و سيما چه پيش از شروع تبليغات رسمي و چه بعد از آن به نفع يك كانديداي خاص كه ما در اين مورد، حضور و اقدام جمعي از كارشناسان برجسته و مستقل در يك هيأت حقيقت‌ياب را طلب مي‌كنيم تا اين تبليغات را بررسي كرده و مشخص نمايد تا چه اندازه به طور غيرعادلانه براي پيروزي يك نفر از اين رسانه دولتي استفاده شده است.

جواب:هر حکومتی در هر جای دنیا حق استفاده از رسانه ملی را دارد اولا: آقای  احمدی نژاد کاندیدای خاص نیست بلکه رئیس جمهور ایران است دوما:آقای موسوی شما فقط کاندیدای ریاست جمهوری بودید الان هم جز سران ضد انقلاب هستید چرا خودتان را با ریاست جمهوری مملکت مقایسه می کنید ؟شما فقط وفقط یک کاندیدا بودید.چرا انتظار داشتید همه امکانات اجرایی حاکمیت در اختیار شما باشد؟اینجاست که توهم شما معلوم می شود که خود را یک مقام ارشد نظام ویا رهبرمی بینید ومی خواهید همه اختیارات وامکانات کشوردراختیار شما باشد. مثل آن پیرزن 90 ساله ای که ازش پرسیدند مادر جان آیاشوهر می کنی؟گفت بله - پرسیدند چند سالته ؟گفت من ترانه پانزده سال دارم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/15ساعت 16:38  توسط منتظِرظهور  | 

باز خوانی فرمایشات حضرت امام خمینی (ره)

این سخنان خمینی کبیر که در کمتر از 30 سال پیش بیان گردید برای نسل سومی که آنروز حضور نداشت قابل درک نبود ولی اکنون که باز هم  همان گروهگها وهمان جریانات با نام دیگرو رنگ دیگر پرچم مبازه برعلیه اسلام را برافراشته اند وجنگ جملی دیگر را مقابل علی زمان برپا کرده اند .برای همه فرزندان این آب وخاک واضح ومبرهن است که افسار  شتر سرخ موی جمل در دستان طلحه ها وزبیرهای زمان است. دراین 30 سال بعداز پیروزی انقلاب اسلامی هراز چند گاهی جنگ جملی و یا صفینی ویا نهروانی برپا شده است وقاسطین ومارقین ناکثینی که مصادیق آنهارا به خوبی می بینیم هر بار به انزوا کشیده شدند .

و..........والعاقبه للمتقین .

صحیفه امام جلد 14 صفحه 415

من باز به همه این آقایانی که می خواهند نطق کنند واعلامیه بدهند ونمی دانم  نامه سرگشاده بفرستند واز این مزخرفات ،به همه اینها اعلام می کنم که برگردید به اسلام ،برگردید به قانون ،برگردید به قرآن کریم ،بهانه درست نکنید که اسباب این بشود که شما همه به انزوا کشیده بشوید.من به بسیاری ازشما علاقه دارم ومیل دارم که همه به قانون عمل کنند وهمه در جای خود باشند وچنانچه این طور نباشد ،مسئله طور دیگر خواهد شد.

........اگر در یک جایی عمل به قانون شد ویک گروهی در خیابان ها برضد این عمل بخواهند عرض اندام کنند ،این همان معنای دیکتاتوری است که مکرر گفته ام قدم به قدم پیش می رود ،این همان دیکتاتوری است که به هیتلر مبدل می شود انسان ،این همان دیکتاتوری است که به استالین انسان را مبدل می کند .اگر قانون در یک کشوری عمل نشود ،کسانی که می خواهند قانون را بشکنند اینها دیکتاتورانی هستند که به صورت اسلامی پیش آمده اند یا به صورت آزادی وامثال این حرفها .

اگر همه این آقایان که ادعای این را می کنند که ما طرفدار قوانین هستیم ،اینها باهم بنشینند وقانون را باز کنند وتکلیف را از روی قانون همه شان معین کنند وبعد هم ملتزم باشند که اگر قانون برخلاف رای من هم بود من خاضع ام ،اگر بروفاق هم بود من خاضع ام ،دیگر دعوایی پیش نمی آید ،هیاهو پیش نمی آید.

........قانون معنایش این است که چیزها به حسب قانون اسلامی ،به حسب قانون کشوری که منطبق با قوانین اسلام است ،همه را ،وظیفه اشان را قانون معین کرده .بعد ازاین که قانون وظیفه را معین کرد ،هر کس بخواهد که برخلاف او عمل بکند،این یک دیکتاتوری است که حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است وبعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد وبعد این کشور را به تباهی خواهد کشید واین کشور وقتی به تباهی کشیده شد واین مردم متفرق ومختلف با هم شدند ، این همان وظیفه ای است که برای ابر قدرتها باید انجام بدهد این آدم انجام داده ،ولو خودش نمی فهمد،اگر بفهمد که دیگر مصیبت بالاتر است ،لکن خودشان ملتفت نیستند.

 

صحیفه امام  جلد 14 صفحه 378

نمی شود ازشما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم .غلط می کنی قانون را قبول نداری .!قانون تورا قبول ندارد نباید از مردم پذیرفت ،از کسی پذیرفت ،ما شورای نگهبان را قبول نداریم .نمی توانی قبول نداشته باشی .مردم رای دادن به اینها،مردم 16 میلیون تقریبا یا یک قدری بیشتر رای دادن به قانون اساسی .مردم که به قانون اساسی رای دادند منتظرند که قانون اساسی اجرا بود ،هرکس از هرجا صبح بلند می شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم ،من قانون اساسی را قبول ندارم ،من مجلس را قبول ندارم ،من رئیس جمهور راقبول ندارم ،من دولت را قبول ندارم .نه !همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید،ولو برخلاف رای شما باشد .باید بپذیرید ،برای این که میزان اکثریت است ،وتشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست ومخالف اسلام نیست ،میزان است که همه باید بپذیریم .

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/05ساعت 22:31  توسط منتظِرظهور  | 

اطلاعیه شماره ۶ میرحسین موسوی

بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
خبر دلخراش شهادت گروهي ديگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخير، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند. به كساني كه مردم را به خاطراظهار نظر قانون شكن ناميده اند خبر مي دهم كه بي قانوني بزرگ عدم اعتنا و نقض صريح اصل 27 قانون اساسي از سوي دولت در عدم صدور مجوز براي اجتماعات مسالمت آميز است. آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوند؟
اينجانب به عنوان يك هم سوگ همچنان مردم عزيز را به خويشتنداري دعوت مي كنم. كشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهيز از خشونت پايبند بمانيد و چون پدران و مادراني دل شكسته با رفتارهاي نامتعارف فرزندانتان در قواي امنيتي برخورد كنيد. در عين حال از نيروهاي نظامي و انتظامي انتظار دارم نگذارند خاطرات اين ايام لطمه هاي جبران ناپذير به روابط آنها و مردم بزند. اين كه نام و نشان شهيدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگرداني قرار گيرند هيچ سودي در برقراري آرامش ندارد و تنها احساسات را جريحه دار مي كند. همچنين است دستگيري هاي فله اي كه تنها موجب هتك پرهيزها و برداشته شدن رعايت ها ميان فرزندان نظامي و انتظامي ملت و بدنه جامعه مي شود.
از خداوند متعال براي اين شهيدان عزيز رحمت و علو درجات مسئلت مي كنم و براي خانواده هاي داغديده شان صبر و اجر آرزو دارم.
ميرحسين موسوي
31 خرداد 1388

 

 

 جواب بیانیه موسوی
 

موسوي با صدور بيانيه شماره شش همچنان از راي مردم و قانون تمكين نكرده و بر اجتماعات غير قانوني اصرار مي ورزد. اين در حالي است كه شكايت هاي مردمي از مير حسين موسوي ادامه دارد.

به گزارش بصيرت به نقل از خبرگزاري فارس، آسيب ديدگان حوادث اخير كه در ميان آنها مردم عادي، كسبه، خانواده هاي كشته شده به چشم مي خورند، تاكنون چندين هزار شكايت از ميرحسين موسوي را با دستگاه هاي ذيربط مطرح كرده اند.

در حالي كه افكار عمومي از ميرحسين موسوي به دليل تحريك براي تجمع هاي غير قانوني و به تبع آن آشوب‌ها و اغتشاش ها شاكي است و تاكنون قريب هزاران شكايت به انواع مختلف از موسوي شده و همه بزرگان نظام مسئوليت تجمعات غيرقانوني را به عهده دعوت كنندگان آن دانسته اند، مير حسين موسوي به تحريك افكار عمومي ادامه داده و بر برگزاري اجتماعات اصرار دارد.

مردم از موسوي به شدت شاكي هستند كه چرا به جاي تمكين به رأي مردم و ادامه راهكار قانوني براي پيگيري بهانه جويي هايش از طريق وزارت كشور و شوراي نگهبان اقدام نمي كند و همچنان تلاش به تحريك افكار عمومي و آوردن هواداران به كف خيابانها دارد. موسوي به جاي پاسخ‌گويي به آثار و حوادث ناگوار و دعوت به آرامش، همچنان درصدد شعله‌ورتر آشوب و فتنه‌ها است.

تصاويري كه از آشوب‌هاي خياباني موجود است و حتي رسانه‌هاي خارجي آن را منعكس كرده‌اند و دستگيرشدگاني كه از گروهك‌هاي تروريست و منافقين به عنوان حاميان موسوي چون مارهاي زخم خورده از لانه بيرون آمده اند، نشان مي‌دهد كه اينها به جان مردم بيگناه افتاده‌اند و با حالت محاربه به مراكز اداري، نظامي، دولتي حمله‌ور مي شوند و اراذل و اوباش و تروريست ها بدون مجوزهاي قانوني به حركت‌هاي خشونت‌آميز مبادرت مي كنند و طبيعي است كه در اين راه نيروهاي خدوم و زحمتكش نيروي نظامي و انتظامي به خواست مردم وارد صحنه شده و اجازه سلب آرامش را ندهند. بنابر اين بسيار جاي تعجب دارد كه موسوي اين اراذل و اوباش و گروهك‌هاي تروريستي را شهيد بنامد. اين در حالي است كه موسوي در بيانيه شماره شش خود اين كسان را كه عليه نظام جمهوري اسلامي شوريدند را شهيد مي‌نامد.

گزارش‌هاي دريافتي حاكي است كه خانواده‌هاي كشته شده نسبت به ميرحسين موسوي به عنوان مسئول مستقيم اين آشوب‌ها و اغتشاش ها شاكي هستند و شكايت خود را تا آخرين مرحله پيگيري خواهند بود.

ميرحسين موسوي در بيانيه اخير خود دفاع از مردم، دستگيري اراذل و اوباش و سركوبي گروهك‌هاي منافق و تروريست را كه مورد درخواست مردم براي برقراري آرامش بوده را با الفاظي از قبيل پادگاني شدن فضاي شهر تخطئه كرده است.

ميرحسين موسوي در بيانيه اخير خود همچنان به تحريك افكار عمومي مبادرت كرده و بر اجتماعات اصرار نموده است.

وي دستگيري اراذل و اوباش و گروهك‌ها و افرادي كه بانك ها، ساختمان هاي اداري، نظامي، خودروهاي عمومي و شخصي را به آتش كشيدند و موج دود و آتش و آتشفشان راه انداختند را با عنوان دستگيرهاي فله‌اي زير سئوال برده است.

مير حسين موسوي كه مسئوليت اصلي اغتشاش ها و حوادث ناگوار و تجمع هاي غير قانوني بر عهده او مي باشد در يك فرافكني آشكار نوشته است: خبر دلخراش شهادت گروهي ديگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخير، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند.

موسوي همچنين بر تجمعاتي كه قادر به كنترل آن نبوده اصرار ورزيده و مي نويسد: به كساني كه مردم را به خاطراظهار نظر قانون شكن ناميده اند خبر مي دهم كه بي قانوني بزرگ عدم اعتنا و نقض صريح اصل 27 قانون اساسي از سوي دولت در عدم صدور مجوز براي اجتماعات مسالمت آميز است. آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوندي

موسوي افزود: اينجانب به عنوان يك هم سوگ همچنان مردم عزيز را به خويشتنداري دعوت مي كنم. كشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند.

وي كه تجمعاتش تاكنون شاهد خشن ترين رفتارها عليه مردم بوده، تاكيد كرده است: در اعتراضات خود همچنان به پرهيز از خشونت پايبند بمانيد و چون پدران و مادراني دل شكسته با رفتارهاي نامتعارف فرزندانتان در قواي امنيتي برخورد كنيد. در عين حال از نيروهاي نظامي و انتظامي انتظار دارم نگذارند خاطرات اين ايام لطمه هاي جبران ناپذير به روابط آنها و مردم بزند. اين كه نام و نشان شهيدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگرداني قرار گيرند هيچ سودي در برقراري آرامش ندارد و تنها احساسات را جريحه دار مي كند. همچنين است دستگيري هاي فله اي كه تنها موجب هتك پرهيزها و برداشته شدن رعايت ها ميان فرزندان نظامي و انتظامي ملت و بدنه جامعه مي شود.

اظهارات موسوي در حالي است كه مردم از بازگشت آرامش به شهر تهران از نيروهاي نظامي و انتظامي تشكر كرده ومعتقدند تا ريشه كن كردن اقدامات آشوبگرانه حاميان مير حسين موسوي اين حضور بايد ادامه يابد. مردم توان و اراده اي در موسوي براي ايجاد آرامش در شهر نمي بينند و خواستار تداوم قاطعيت نيروهاي مسلح مردمي در برخورد با منافقين و با آشوب ها و اغتشاش ها هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 21:20  توسط منتظِرظهور  | 

انقلاب رنگین یا برندازی نرم

شال وسربند وکلاهی سبزبرسرهایشان

مانتوهای سبزتنگ ونیمه براندامشان

با همایشهای خود خون دردل مولا (امام زمان "عج")کنند

این چنین تبلیغ رنگ سبز سیدها کنند

موسوی اینگونه خواهی دولتی احیا کنی ؟

هیهات ،هیهات، که ره بر ترکستان بری

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/11ساعت 0:41  توسط منتظِرظهور  | 

ارمغان دموکراسی

تبلیغات انتخاباتی از جنس انقلابهای مخملین 

         

 

          

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/08ساعت 13:43  توسط منتظِرظهور  | 

انتخابات

جریان اصلاح طلب

 

قوتها وفرصتها:

 

-همراهی وجانبداری بعضی رجال سیاسی از آنان

 

-اختلاف نظر بین طیف های جریان اصولگرا

 

-حمایت جریان ورسانه های بیگانه وایجاد عملیات روانی به نفع جریان دوم خرداد

 

-داشتن مطبوعاتی حرفه ای درداخل

 

-ظرفیت استفاده از تورم وخشکسالی

 

-فراغت از کارهای اجرایی وداشتن فرصت برای نقد وسیاه نمایی

 

-سوءاستفاده از تبعات اجرای طرح های زیر بنایی

 

- رهایی از قیدو بندهای اخلاقی ووجدانی وقانونی وبی بندوباری درعرصه رقابت وتبلیغات

 

-همراهی بخشی از جریان روشنفکری دانشگاهی

 

-تاثیر پذیری افکار عمومی از سیاه نمایی ها علیه دولت اصولگرا

 

-امکان بهره برداری از شکافهای قومی ومطالبات صنفی وقشری

 

ضعف ها وتهدیدات

 

-کارنامه مبهم وعملکرد ضعیف دوران حاکمیت اصلاح طلبان

 

-داشتن سابقۀ سیاه حمله به ارزش ها واعتقادات عامه مردم

 

-سیاست خارجی منفعلانه

 

-حمایت بیگانگان وبخشی از اپوزیسیون از جریان دوم خرداد

 

-وجود سابقه رانت خواری اقتصادی درپرونده برخی از اصلاح طلبان

 

-نداشتن پایگاه قومی

 

-نداشتن برنامه اقتصادی درگذشته

 

-میدان دادن به سکولار ها وهمراهی با آنان

 

-فرار عده ای از چهره های همسو با جریان دوم خرداد به خارج از کشور

 

-سابقه ایجاد تنش وآشوب در جامعه

 

-نداشتن لیدر ورهبری برای هماهنگی ووحدت

 

-تردید در حمایت از یک کاندیدا

 

-نداشتن برنامه اقتصادی مشخص وتمرکز برطرح مشکلات وسیاه نمایی های یاس آفرین

 

-وجود اختلافات مبنایی وتکثر کاندیدای مطرح

 

مقام معظم رهبری :

"دراین مسیر اگر در میان جریان های سیاسی ،یکی از

جریان ها به اصول ومبانی انقلاب اسلامی نزدیک تر بود،

باید آن جرییان را تقویت وحمایت کرد"

 

ودرجای دیگر:

 

مقام معظم رهبری درجمع دانشجویان واساتید دانشگاه علم وصنعت:

 

"اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسین ها بشود

که جرات وجسارت ندارند ،درخود احساس قدرت نمی کنند..

 .....کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود."

 

 

استراتژی نظام ونیروهای ارزشی:

 

-مشارکت حداکثری وهوشمندانه

 

-تحکیم وتقویت گفتمان اصولگرایی به عنوان ترجمانی از گفتمان امام ورهبری

 

-عدم بازگشت جریانات سیاسی فاقد هویت اسلامی وانقلابی به قدرت

 

انتخابات 22خرداد 88با نمایندگان دوقطب اصولگرا واصلاح طلب برگزار خواهد شد.

تابه حال اصولگرایان برروی گزینه دکتر احمدی نژاد به توافق رسیده اند چرا

که تمام اصولگرایان گوش به فرمان رهبری هستند ورهبر معظم انقلاب با

حمایت بیدریغ خود از دولت نهم وآقای احمدی نژاد روشن کردند که تنها

گزینه مطلوب که شجاع وکار آمد وخدمت گزار وساده زیست هست ،جناب

دکتر احمدی نژاد است.در نتیجه ،هرفردی در وزن کشی با ایشان قرار حتما

 مغلوب میدان خواهد بود.

همانطورکه در مرحله دوم انتخابات نهم  دیدیم در وزن کشی بین آقای

 هاشمی رفسنجانی ودکتراحمدی نژاد،چگونه فردی که ناشناس بود وبه

هیچ حزب وگروهی وامدار نبود گوی سبقت را برد ودر خدمت

 رسانی به مردم پیشی گرفت.

البته پر واضح است ، اشخاصی که به احزاب وابسته اند نمی توانند به جز

 خواسته های حزب خود را اجرا کنند . حزب مشارکت ومجاهدین که اعتقاد

 به ولایت فقیه را از مرام نامه خود حذف کرده اند وبا نهضت آزادی همسو

شده اند .از هر کاندیدایی که حمایت کنند ازاو خواهند خواست  در مقابل

رهبری بایستد و با ایجاد حاکمیت دوگانه و افزایش اختیارات

ریاست جمهوری راه را برای ورود غربیان خصوصا آمریکا باز کند.

(دقیقا تکرار سناریو برندازی در سالهای 76تا 84 )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/02ساعت 19:3  توسط منتظِرظهور  | 

انتخابات

وضعیت جریان اصولگرا:

 

قوتها وفرصتها:

 

1-همسویی باولایت وبرخورداری از حمایت ولی امر مسلمین

2-همسویی با گفتمان انقلاب وامام

3-تدین وارزش مداری

4-مردمی بودن وساده زیستی

5-خدمات دراستانها

6-وجود شبکه بالقوه اطلاع رسانی بین مردمی وشفاهی

7-تقویت  گفتمان اصولگرایی باپیروزی جنبش های انقلابی

8-برخورداری ازسابقه روشن وموفق دردیپلماسی خارجی بویژه پرونده هسته ای

9-برخورداری ازحمایت نسبی روحانیت وبدنۀ ارزشی جامعه

10-بازتاب مثبت مخالفتهای بیگانگان واپوزیسیون با اصولگرایان دربین جامعه

11-هماهنگی در جهت گیریهای کلی(عدالت خواهی ،خدمت ،پرکاری وتلاش واستقامت و....)با ضرورت های مرحله پیشرفت وعدالت

12-پیشینه سیاه وغیرقابل دفاع رقیب انتخابات (دوم خردادی):

                                          1-حمله به ارزشها وفرهنگ

                                          2-سیاست خارجی ضعیف وانفعالی

                                          3-حمایت غرب

                                          4-فرار به خارج ازکشور

                                           5-ژست اپوزیسیونی

                                           6-و.....

 

 

ضعف ها وتهدیدات:

Ø تاثیرپذیری بخشی ازروحانیت ونیروهای ارزشی ازمواضع شخصیتهای رقیب اصولگرایی 

Ø آثار گرانی وتورم برافکار عمومی

Ø ضعف اطلاع رسانی

Ø وجود رقابت دربین گروه های اصولگرا(سهم خواهی)

Ø نداشتن مکانیزم رسمی برای هماهنگی طیف ها

Ø مبهم بودن سابقۀ برخی کاندیداهای رقیب درنزد رای دهندگان ارزشی

Ø تاثیر پذیری افکار عمومی ازسیاه نمایی ها علیه دولت

Ø عدم هماهنگی کامل بین دولت ومجلس

Ø ابهام دراقدامات زیر بنایی دولت مثل طرح تحول اقتصادی

Ø ابهام در توان کارشناسی وکارآمدی مسئولان اصولگرا

درجناح اصولگران افرادی که بیسشترین خدمت را به جامعه می کنند گمنامترند. چراکه اعتقاد به حاکمیت خدادرتمام کائنات وآیه( فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره ومن یعمل مثقال ذره شرا یره) دارند .

اما با وجود این تفکردر میان اصولگرایان(تفکر بسیجی ) که امام در دهه 60 شمسی در میان نسل جوان وانقلابی زنده کرد امروز با موجی از سهم خواهی ،تجمل گرایی ،طمع ،غرور وبسیاری ازاینگونه مسائل روبرو هستیم که برخی از بزرگمردان سیاست را چنان بلعیده که خودشان هم متوجه نشدند.

  افرادی که در دهه 60 در گمنامی تمام  به جنگ می رفتندتا درراه اسلام قربانی شوند وحاضر نبودند اظهار فضل وفخر کنند امروز در بدست آوردن قدرت وثروت با هر وسیله ای به میدان آمده اند تا مردم را به خود دعوت کنند نه به خدا.

در میان اصولگریان معتقد به امام وانقلاب افرادی نیز هستند که تمام هم وغمشان خدمت به مردم است واز تشریفات وتجمل گرایی وطمع ورزی دوری می کنند وباروحیه انقلابی دهه 60 هنوز باب گفتمان امام وانقلاب را باز نگه داشته اند وبه دور از زر وزور وتزویر آماده انجام رسالتی هستند که شهدا وامام شهدا بر دوش آنها گذاشته است .وخوب می دانیم که رئیس جمهور مردمی ما اکنون با داشتن تفکر بسیجی ووامدار نبودن به هیچ حزب وگروهی فقط در خط ولایت،همیشه آماده خدمت رسانی به مردم است .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17ساعت 21:12  توسط منتظِرظهور  | 

انتخابات

گام به گام تا انتخابات دهم

 

با توجه به تحرکات اخیر احزاب وگروهها به نظر میرسد فضای سیاسی انتخاباتی به صورت دوقطبی یا سه قطبی در آید.آنچه درحال حاضر عیان است و با کمی تامل می توان به خوبی آن را دید:

جریان اصولگرا که هم اکنون حاکم بر قوه مجریه است وسعی دارد قدرت را حفظ کند وجریان رقیب یا اصلاح طلبی که سعی دارد با سیاه نمایی وبازیر سوال بردن عملکرد دولت نهم برای خود وجه ای دست وپا کند.

البته جناح اصلاح طلب که 4سال پیش فعالیت انتخاباتی خود را برای کسب کرسی ریاست جمهوری دهم آغاز کرد هنوز هم سرگردان است ودر بین ناز وکرشمه های سران گروهها وخط ونشان کشیدن افراد با نفوذش برای همدیگر،وامانده است.

سال گذشته که مقام معظم رهبری فرمودند شروع فعالیت زودهنگام انتخاباتی باعث می شود دولت ومسئولین از خدمت رسانی به مردم بازبمانند، جناح اصلاح طلب بی توجه به سخنان رهبری هرروز با ایجادتنش در فضای سیاسی کشور راه کسب قدرت را ادامه دادند وفکر می کردند با آمدن یانیامدن مهره های سوخته آنها کشور دچار زلزله سیاسی می شود ،زهی خیال باطل

جریان اصولگرا باتوجه به رهنمودرهبر انقلاب سکوت پیشه کردو به سایه نشست تا زمان تابش فرا رسد.چرا که بهترین چیز، گذشت زمان است که پرده از روی افکار وواقعیتها برمی دارد.

اصولگرایانی که با ادبیات وفکر رقیب به نام پیروی از اصول انقلاب وامام ، رئیس جمهور مردمی را که بارای 17 میلیون نفرانتخاب شده می کوبندوبه دنبال سهم خود از انقلابندوبا تحلیل زیباوبه نام حمایت از حق مردم ، (17ملیون )مردم را نادیده می گیرند، چگونه می خواهند به مردم خدمت کنند؟به قول خودشان باید فکر سهم شان باشندحالا که می شود یک فرد ناشناس رئیس یک کشور بشود چرا آنها که سالهاست زحمت کشیده اند و آقازاده بوده اندو انقلاب به آنها مدیون است!!! سرشان بی کلاه قدرت بماند؟

برای بهتر دیدن اوضاع سیاسی_ انتخاباتی کشور (درپست بعدی)مروری می کنیم بر راهبردها وسناریوهای انتخاباتی ریاست جمهوری دهم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/02ساعت 13:59  توسط منتظِرظهور  |